پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

رباعیات

شمارهٔ ۲۸۶

ای جان جهان تا خبرت یافته ام

دل را همه در رهگذرت یافته ام

پنداری بی درد سرت یافته ام

نه نه که به خون جگرت یافته ام

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۲۸۸سیراب گلابی تو بر آتش خارم
  2. شمارهٔ ۲۸۹از هر چه بگفته اند پندی دارم
  3. شمارهٔ ۲۹۰من بستر برف و بالش یخ دارم
  4. شمارهٔ ۲۹۱در تاریکی ز بس که می بنشینم
  5. شمارهٔ ۲۹۲آنم که اگر به خلد جایی سازم
  6. شمارهٔ ۲۹۳هر گه که تو را به رهگذاری بینم
  7. شمارهٔ ۲۹۴دیده همه شب ز خواب خوش بردوزم
  8. شمارهٔ ۲۹۵با خود گفتم که من عیال تو شدم
همه‌ی رباعیات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.