پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

رباعیات

شمارهٔ ۲۹۰

من بستر برف و بالش یخ دارم

خاکستر و یخ پیشگه و بخ دارم

چون زاغ همه نشست بر شخ دارم

در یکدو گز آب ریزو مطبخ دارم

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۲۹۲آنم که اگر به خلد جایی سازم
  2. شمارهٔ ۲۹۳هر گه که تو را به رهگذاری بینم
  3. شمارهٔ ۲۹۴دیده همه شب ز خواب خوش بردوزم
  4. شمارهٔ ۲۹۵با خود گفتم که من عیال تو شدم
  5. شمارهٔ ۲۹۶آنکو گوید هست قضا تیشه من
  6. شمارهٔ ۲۹۷تا خسته دل مرا بریده ست ز تن
  7. شمارهٔ ۲۹۸در سمجی چون توانم آرامیدن
  8. شمارهٔ ۲۹۹هر شب که تو را نبینم ای شاخ سمن
همه‌ی رباعیات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.