پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

رباعیات

شمارهٔ ۲۸۸

سیراب گلابی تو بر آتش خارم

دو دست دمم که جز به آتش نارم

نشگفت ز بس که در دل آتش دارم

کز دیده چو شمع اشک آتش بارم

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۲۹۰من بستر برف و بالش یخ دارم
  2. شمارهٔ ۲۹۱در تاریکی ز بس که می بنشینم
  3. شمارهٔ ۲۹۲آنم که اگر به خلد جایی سازم
  4. شمارهٔ ۲۹۳هر گه که تو را به رهگذاری بینم
  5. شمارهٔ ۲۹۴دیده همه شب ز خواب خوش بردوزم
  6. شمارهٔ ۲۹۵با خود گفتم که من عیال تو شدم
  7. شمارهٔ ۲۹۶آنکو گوید هست قضا تیشه من
  8. شمارهٔ ۲۹۷تا خسته دل مرا بریده ست ز تن
همه‌ی رباعیات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.