پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

رباعیات

شمارهٔ ۲۴۲

گفتم کایندل به داغ نام تو کنم

گویی که دو دیده جای گام تو کنم

دیدم که اگر کار به کام تو کنم

جان در سر کار یک سلام تو کنم

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۲۴۴وصف لب رنگین تو از دل جویم
  2. شمارهٔ ۲۴۵چون از گل روی تو بهاری رسدم
  3. شمارهٔ ۲۴۶تا چنگ به مهر آن دلارام زدم
  4. شمارهٔ ۲۴۷بر آتش اگر بی تو نخفتم خفتم
  5. شمارهٔ ۲۴۸کوهی که بر او بلا ببارند منم
  6. شمارهٔ ۲۴۹امروز ز هر دوست گزندی دارم
  7. شمارهٔ ۲۵۰از عشق تو در چشم خرد میل زدم
  8. شمارهٔ ۲۵۱بونصر من ار عاشق ایام توام
همه‌ی رباعیات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.