پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان

مسعود سعد سلمان

رباعیات

۳۹۹ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۳۰۱ سر کردمت ای نگار چون تو سر من
  2. شمارهٔ ۳۰۲ چنگم به چهار شاخ زد پیراهن
  3. شمارهٔ ۳۰۳ چون دانش بود مهربان دایه من
  4. شمارهٔ ۳۰۴ چشم و دهن آن صنم لاله رخان
  5. شمارهٔ ۳۰۵ با کس غم تو بیش نخواهم گفتم
  6. شمارهٔ ۳۰۶ این دیبه دو روی به کلک دو زبان
  7. شمارهٔ ۳۰۷ تا نسبت کرد اخوت شعر به من
  8. شمارهٔ ۳۰۸ آنکو دارد چو سیم و شر لب و تن
  9. شمارهٔ ۳۰۹ از چشم من ار سرشک بتوان رفتن
  10. شمارهٔ ۳۱۰ از کفر کشد زریر شیبانی کین
  11. شمارهٔ ۳۱۱ ای برتر من کرده هزاران احسان
  12. شمارهٔ ۳۱۲ در خدمت طاهر علی بارم جان
  13. شمارهٔ ۳۱۳ ایزد که همی کرد مرکب تن و جان
  14. شمارهٔ ۳۱۴ ای پای برنجن من ای بند گران
  15. شمارهٔ ۳۱۵ چون قمری زار زار می نالم من
  16. شمارهٔ ۳۱۶ ای شاه به بیشه عزم ناگاهان کن
  17. شمارهٔ ۳۱۷ زنده به تو مانده ام من ای جان جهان
  18. شمارهٔ ۳۱۸ انده چه خورم چراست اندر خوردن
  19. شمارهٔ ۳۱۹ صد بار به نیکی هنرم کرد ضمان
  20. شمارهٔ ۳۲۰ گر خسته شوم ز تیر پیکار تو من
  21. شمارهٔ ۳۲۱ نه روزم هیزم است و نه شب روغن
  22. شمارهٔ ۳۲۲ ای روز مرا جز شب دیجور مدان
  23. شمارهٔ ۳۲۳ کس را چو بنفشه سر فرو نارم من
  24. شمارهٔ ۳۲۴ از چنگ قضا همی چو نتوان جستن
  25. شمارهٔ ۳۲۵ گردنده چو روز نوبهاری با من
  26. شمارهٔ ۳۲۶ ای چون گل نوشکفته بر طرف چمن
  27. شمارهٔ ۳۲۷ چرخم چو بخواست کشت بی هیچ گمان
  28. شمارهٔ ۳۲۸ امروز منم تفته دل و رفته روان
  29. شمارهٔ ۳۲۹ بگشای چو گل به وعده راست دهن
  30. شمارهٔ ۳۳۰ مشک از سر زلفین تو بویم پس ازین
  31. شمارهٔ ۳۳۱ زاری و دعا کن به سحرگاه ای تن
  32. شمارهٔ ۳۳۲ دیدی که غلام داشتم چندان من
  33. شمارهٔ ۳۳۳ روزم تیره ست از آن رخ مهوش تو
  34. شمارهٔ ۳۳۴ دل بست شود چو سرفرازد با تو
  35. شمارهٔ ۳۳۵ آنی که بری دست نیازد با تو
  36. شمارهٔ ۳۳۶ هر جان که بود برتر از آن باشی تو
  37. شمارهٔ ۳۳۷ نورست ای ماه حسن سرمایه تو
  38. شمارهٔ ۳۳۸ ای نای تو را نقل و می روشن کو
  39. شمارهٔ ۳۳۹ ای شاه بترس از آنکه پرسند از تو
  40. شمارهٔ ۳۴۰ سلطان ملک اقبال عنان داد به تو
  41. شمارهٔ ۳۴۱ صالح پس ازین طرب نباید بی تو
  42. شمارهٔ ۳۴۲ ای شمع شدم به عشق پروانه تو
  43. شمارهٔ ۳۴۳ ای نای ندیده ام دلی شاد از تو
  44. شمارهٔ ۳۴۴ مادر که مرا بزاد زاد از پی تو
  45. شمارهٔ ۳۴۵ هرگز نرسد به لطف در مهر چو تو
  46. شمارهٔ ۳۴۶ خوردم همه زهر عشق تو شکر کو
  47. شمارهٔ ۳۴۷ روی و بر من تا بشدم از بر تو
  48. شمارهٔ ۳۴۸ از کوفتن پای تو و گشتن تو
  49. شمارهٔ ۳۴۹ با من به میان رسول باید با تو
  50. شمارهٔ ۳۵۰ ای ملک به دولت تو دارا گشته
  51. شمارهٔ ۳۵۱ آنی که ز فالها همه فال تو به
  52. شمارهٔ ۳۵۲ از هر جنسم چو شاه بگشادی راه
  53. شمارهٔ ۳۵۳ چندان داری ز حسن و خوبی مایه
  54. شمارهٔ ۳۵۴ هر چند که بر کوهم در شب ز اندوه
  55. شمارهٔ ۳۵۵ آمد بر من به چشمکان خواب زده
  56. شمارهٔ ۳۵۶ چون دولت تو جهان جوانست ای شاه
  57. شمارهٔ ۳۵۷ این خوشرویان که ایستادند همه
  58. شمارهٔ ۳۵۸ امروز منم چو ماری اندر سله ای
  59. شمارهٔ ۳۵۹ دانم که وفا ز دل برانداخته ای
  60. شمارهٔ ۳۶۰ ای ابر ز بحر تا هوایی شده ای

متن اشعار به نقل از گنجور.