پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

رباعیات

شمارهٔ ۳۲۱

نه روزم هیزم است و نه شب روغن

زین هر دو بفرسود مرا دیده و تن

در حبس شدم به مهر و مه قانع من

کاین روزم گرم دارد آن شب روشن

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۳۲۳کس را چو بنفشه سر فرو نارم من
  2. شمارهٔ ۳۲۴از چنگ قضا همی چو نتوان جستن
  3. شمارهٔ ۳۲۵گردنده چو روز نوبهاری با من
  4. شمارهٔ ۳۲۶ای چون گل نوشکفته بر طرف چمن
  5. شمارهٔ ۳۲۷چرخم چو بخواست کشت بی هیچ گمان
  6. شمارهٔ ۳۲۸امروز منم تفته دل و رفته روان
  7. شمارهٔ ۳۲۹بگشای چو گل به وعده راست دهن
  8. شمارهٔ ۳۳۰مشک از سر زلفین تو بویم پس ازین
همه‌ی رباعیات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.