پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

رباعیات

شمارهٔ ۳۱۹

صد بار به نیکی هنرم کرد ضمان

یک دعوی را از تو ندیدم برهان

این بس نبود شگفت زیرا به جهان

کردار گران شده است و گفتار ارزان

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۳۲۱نه روزم هیزم است و نه شب روغن
  2. شمارهٔ ۳۲۲ای روز مرا جز شب دیجور مدان
  3. شمارهٔ ۳۲۳کس را چو بنفشه سر فرو نارم من
  4. شمارهٔ ۳۲۴از چنگ قضا همی چو نتوان جستن
  5. شمارهٔ ۳۲۵گردنده چو روز نوبهاری با من
  6. شمارهٔ ۳۲۶ای چون گل نوشکفته بر طرف چمن
  7. شمارهٔ ۳۲۷چرخم چو بخواست کشت بی هیچ گمان
  8. شمارهٔ ۳۲۸امروز منم تفته دل و رفته روان
همه‌ی رباعیات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.