پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

رباعیات

شمارهٔ ۳۳۲

دیدی که غلام داشتم چندان من

پرورده ز خون دل چو فرزندان من

در جمله از آن همه هنرمندان من

تنها ماندم چو غول در زندان من

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۳۳۴دل بست شود چو سرفرازد با تو
  2. شمارهٔ ۳۳۵آنی که بری دست نیازد با تو
  3. شمارهٔ ۳۳۶هر جان که بود برتر از آن باشی تو
  4. شمارهٔ ۳۳۷نورست ای ماه حسن سرمایه تو
  5. شمارهٔ ۳۳۸ای نای تو را نقل و می روشن کو
  6. شمارهٔ ۳۳۹ای شاه بترس از آنکه پرسند از تو
  7. شمارهٔ ۳۴۰سلطان ملک اقبال عنان داد به تو
  8. شمارهٔ ۳۴۱صالح پس ازین طرب نباید بی تو
همه‌ی رباعیات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.