فهرست اشعار
- بخش ۶۱ - عقد هژدهم در رضا که گره کراهت از دل گشادن است و تلخی ها را چاشنی شیرین دادن ای درین مرحله تنگ بساط
- بخش ۶۲ - حکایت آن بنده گنهکار که چون دولت عفوش دست داد بر آن نیستاد و پای در میدان طلب رضا نهاد با ادب بنده ای از به طلبی
- بخش ۶۳ - مناجات در مقام رضا طلبیدن و از آنجا رخت به سر منزل محبت کشیدن ای رضا بخش ریاضت کیشان
- بخش ۶۴ - عقد نوزدهم در محبت که میل دل است به مطالعه کمال صفات و انجذاب روح به مشاهده جمال ذات ای دلت شاه سراپرده عشق
- بخش ۶۵ - حکایت آن پیر خمیده پشت که در طریق محبت قالب راست بر زمین ننهاد و به سبب کجروی خود از نظر معشوق راست بین افتاد چارده ساله مهی بر لب بام
- بخش ۶۶ - مناجات در طلب شوق که ثمره شجره محبت است و شجره ثمره دریافت صحبت ای فروزان ز تو کاشانه چرخ
- بخش ۶۷ - عقد بیستم در شوق که کمندیست برازنده کنگره وصال و زمامیست رساننده به سر منزل اتصال ای دلت را به کف شوق زمام
- بخش ۶۸ - حکایت آن کنیزک و غلام که بر کنار دجله دست از زندگانی خود شستند و به غرقه شدن در آب از خشک لبی ساحل فراق خلاصی جستند بر لب دجله چو شد سبز بساط
- بخش ۶۹ - مناجات در اظهار شوق و حیرت و طلب ترقی به مقام غیرت ای سراسیمه شوق تو فلک
- بخش ۷۰ - عقد بیست و یکم در غیرت که عبارت است از حمیت محبت صاحب سیر به قطع تعلق غیر از محبوب یا قطع التفات محبوب از غیر ای به هر غیر گشاده نظری
- بخش ۷۱ - حکایت دیده وری که به چشمی که در وقت وداع محبوب نگریست بعد از ملاقات به جمال وی ننگریست بیدلی داغ دل افروزی داشت
- بخش ۷۲ - مناجات در طلب آتش غیرت افروختن و موانع مقام قرب سوختن ای ز غیرت رقم غیر زدای
- بخش ۷۳ - عقد بیست و دوم در قرب که عبارت است از استغراق وجود سالک در عین جمع به غیبت از همه چیز تا غایتی که از صفت قرب نیز ای زده در صف دوران دم قرب
- بخش ۷۴ - حکایت سؤال و جواب ذوالنون با آن عاشق مفتون والی مصر ولایت ذوالنون
- بخش ۷۵ - مناجات در انتقال از حال قرب به حیا ای که چون روح به تن نزدیکی
- بخش ۷۶ - عقد بیست و سیم در حیا که محافظت ظاهر و باطن است از مخالفت احکام الهی به سبب مراقبه نظر حق سبحانه و تعالی ای برافکنده ز رخ ستر حیا
- بخش ۷۷ - حکایت یوسف و زلیخا که پرده پوشی زلیخا پرده گشای دیده یوسف آمد تا حق را ناظر خود یافت و از نظر زلیخا روی بتافت چون زلیخا ز مه کنعانی
- بخش ۷۸ - مناجات در طلب حیا از نقایص بشریت و تحقیق به خصایص حریت ای اولی اجنحه مرغان سر خویش
- بخش ۷۹ - عقد بیست و چهارم در حریت که طوق بندگی حق را گردن نهادن است و ربقه بندگی خلق از گردن گشادن ای ملک زاده اقلیم وجود
- بخش ۸۰ - حکایت آن پیر خارکش که از خار خواریش گل عزت می گشاد و جوان رعناوش که گل عزتش بوی خواری می داد خارکش پیری با دلق درشت
- بخش ۸۱ - مناجات در توجه از مقام حریت به فتوت ای غمت مایه ده شادی ما
- بخش ۸۲ - عقد بیست و پنجم در فتوت که بار خود از گردن خلق نهادن است و زیر بار خلق ایستادن ای که از طبع فرومایه خویش
- بخش ۸۳ - حکایت آن جوانمرد که چون به روی معشوق که چشم روشنش بود آبله افتاد خود را به نابینایی فرانمود تا معشوق نداند که عیب وی را می بیند آن جوانمرد زنی زیبا خواست
- بخش ۸۴ - مناجات در انتقال از فتوت به صدق ای جوانمردی مردان از تو
- بخش ۸۵ - عقد بیست و ششم در صدق که عبارت از آنست که ظاهر و باطن برابر بود و بلکه باطن از ظاهر خوبتر ای گرو کرده زبان را به دروغ
- بخش ۸۶ - حکایت کعبه روی که به سبب راستی از کید ناراستی برست و آن ناراست به برکت راستی وی به راستان پیوست رهروی کعبه تمنا می داشت
- بخش ۸۷ - مناجات در انتقال از صدق به اخلاص ای ز نورت علم صبح سفید
- بخش ۸۸ - عقد بیست و هفتم در اخلاص که پای همت بر سر هوا نهادن است و گردن ارادت از ربقه ریا گشادن ای به خود رسته که چون شاخ گیا
- بخش ۸۹ - حکایت آن عجمی که کلمات عربی شنید دعا و استغفار پنداشت دست اخلاص به آمین برداشت هر چند آن دعا نبود آثار مغفرت روی نمود عربی چند به هم ذوق کنان
- بخش ۹۰ - مناجات در انتقال از اخلاص به جود ای ز بیمت دل عشاق دو نیم
- بخش ۹۱ - عقد بیست و هشتم در بذل و جود که اول آن اعطای درهم و دینار است و آخر آن بذل وجود ای درم گرد تو بسیار شده
- بخش ۹۲ - حکایت اعرابی که در معامله احسان و کرم بدره دینار و درم مهمانان به تخویف از زخم نیزه باز پس گردانید آن عرابی به شتر قانع و شیر
- بخش ۹۳ - مناجات در انتقال از جود به قناعت ای محیط کرمت عرش صدف
- بخش ۹۴ - عقد بیست و نهم در قناعت که بر حد ضرورت وقوف نمودن است و چشم طمع به زیادتی نگشودن ای کمر بسته به صد حرص چو مور
- بخش ۹۵ - حکایت آن حکیم که از تره زار جهان به شاخی چند قناعت کرده بود و از خوان جهانیان دندان طمع برکنده می شد آن خاصگی شاه به دشت
- بخش ۹۶ - مناجات در انتقال از قناعت به تواضع ای به زندان غمت شاد همه
- بخش ۹۷ - عقد سی ام در تواضع که شاخ سربلندی شکستن است و بر خاک نیازمندی نشستن ای گذشته سرت از چرخ برین
- بخش ۹۸ - حکایت پیر آزاده با جوان محتشم زاده محتشم زاده از نخوت جاه
- بخش ۹۹ - مناجات در انتقال از تواضع به حلم و مدارا ای وجود همه پیش تو عدم
- بخش ۱۰۰ - عقد سی و یکم در بعض دیگر از فضایل نوع انسان چون حلم و مدارا و عفو و احسان ای رخ افروخته از آتش خشم
- بخش ۱۰۱ - حکایت راهبی که فریفته نشد به دعوی شیطان که گفت من عیسی ام از آسمان نزول کرده راهبی را در دل زد غم دین
- بخش ۱۰۲ - مناجات در انتقال از حلم به بشر و طلاقت وجه ای ز حکمت همه را پشت به کوه
- بخش ۱۰۳ - عقد سی و دوم در طلاقت وجه و مزاح که چین انقباض در جبین نینداختن است و به زبان انبساط سخنان شیرین پرداختن ای تو را صورت چین نقش جبین
- بخش ۱۰۴ - حکایت آن پیرزن که از حضرت رسالت صلی الله علیه و علی آله و سلم پرسید که پیر زنان به بهشت خواهند رسید کرد آن زال کهنسال سؤال
- بخش ۱۰۵ - مناجات در انتقال از طلاقت وجه به تودد و تالف ای غمت شادی دولتمندان
- بخش ۱۰۶ - عقد سی و سوم در تودد و تالف که به شفقت و محبت با خلق خدای آمیختن است و از لوازم آمیزش ایشان نگریختن ای ز خود ناشده یک لحظه خلاص
- بخش ۱۰۷ - حکایت آن زاغ و کبوتر که به مناسبت لنگی همپای یکدیگر شده بودند عارفی طوف کنان رفت به باغ
- بخش ۱۰۸ - مناجات در تقریب سماع ای دل و دیده صاحبنظران
- بخش ۱۰۹ - عقد سی و چهارم در سماع که از خود گذشتن است و آستین بر خلق افشاندن نه گرد خود گشتن و از خدای بازماندن ای درین خوابگه بی خبران
- بخش ۱۱۰ - حکایت صوفی و اعرابی که غلام وی به حسن حدی شتران وی را هلاک کرده بود صوفیی راه یقین می پیمود
- بخش ۱۱۱ - مناجات در تقریب نصایح انگیختن ای ز تو ملک و ملک رفته ز دست
- بخش ۱۱۲ - عقد سی و پنجم در دولتخواهی سلاطین که عدل ایشان سرمایه آبادانی است و ظلم ایشان پیرایه ویرانی ای بلند از قدمت پایه تخت
- بخش ۱۱۳ - حکایت معموری مملکت نوشیروان که جغد از بی خرابگی خراب بود و ویرانه چون گنج نایاب عدل نوشیروان چو یافت کمال
- بخش ۱۱۴ - مناجات در انتقال از دولتخواهی ارباب سلطنت به نیکخواهی ارکان دولت ای ز عدل تو سماوات به پای
- بخش ۱۱۵ - عقد سی و ششم در نیکخواهی ارکان دولت که در میان پادشاه و رعایا رابطه اند و در وصول آثار عدل و ظلم واسطه ای می قرب شهت برده ز دست
- بخش ۱۱۶ - حکایت نصیحت قبول کردن عمر عبدالعزیز از غلام خود که خازن بیت المال بود عمر ثانی آن همچو نخست
- بخش ۱۱۷ - مناجات در انتقال از ارکان دولت به رعایا ای به راه طلبت سعی کسی
- بخش ۱۱۸ - عقد سی و هفتم در دلالت رعایا چه غایب و چه حاضر به حق شناسی و شکرگزاری سلاطین چه عادل و چه جابر ای درین تنگ فضا گشته اسیر
- بخش ۱۱۹ - حکایت مناجات موسی علیه السلام که دیده یقین وی بگشایند و عدل در صورت ظلم را به وی نمایند گفت روزی به مناجات کلیم
- بخش ۱۲۰ - مناجات در انتقال از نصیحت رعایا به وصیت فرزند ای ز تو اهل نظر تیز بصر
متن اشعار به نقل از گنجور.