پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

سبحة‌الابرار

بخش ۶۶ - مناجات در طلب شوق که ثمره شجره محبت است و شجره ثمره دریافت صحبت

ای فروزان ز تو کاشانه چرخ

پر می عشق تو خمخانه چرخ

ما درین خمکده مستان توییم

دست بر فرق ز دستان توییم

یافتیم از تو چو پیمانه شکست

دست ما گیر که رفتیم ز دست

گرچه در قید سیاهیم و سفید

از تو بی قیدیی داریم امید

به که از ما برهانی ما را

دامن از ما بفشانی ما را

دل جامی که به عشقت گرو است

ناقه کوشش او کندرو است

پای دل مانده به گل مپسندش

از دو عالم بگسل پیوندش

رو به ره دار ز آوارگیش

کندپایی ببر از بارگیش

زاد راه از کرم خویش دهش

شادمانی به غم خویش دهش

محمل عشق مقامش گردان

ربقه شوق زمامش گردان

ادامه‌ی سبحة‌الابرار

  1. بخش ۶۸ - حکایت آن کنیزک و غلام که بر کنار دجله دست از زندگانی خود شستند و به غرقه شدن در آب از خشک لبی ساحل فراق خلاصی جستندبر لب دجله چو شد سبز بساط
  2. بخش ۶۹ - مناجات در اظهار شوق و حیرت و طلب ترقی به مقام غیرتای سراسیمه شوق تو فلک
  3. بخش ۷۰ - عقد بیست و یکم در غیرت که عبارت است از حمیت محبت صاحب سیر به قطع تعلق غیر از محبوب یا قطع التفات محبوب از غیرای به هر غیر گشاده نظری
  4. بخش ۷۱ - حکایت دیده وری که به چشمی که در وقت وداع محبوب نگریست بعد از ملاقات به جمال وی ننگریستبیدلی داغ دل افروزی داشت
  5. بخش ۷۲ - مناجات در طلب آتش غیرت افروختن و موانع مقام قرب سوختنای ز غیرت رقم غیر زدای
  6. بخش ۷۳ - عقد بیست و دوم در قرب که عبارت است از استغراق وجود سالک در عین جمع به غیبت از همه چیز تا غایتی که از صفت قرب نیزای زده در صف دوران دم قرب
  7. بخش ۷۴ - حکایت سؤال و جواب ذوالنون با آن عاشق مفتونوالی مصر ولایت ذوالنون
  8. بخش ۷۵ - مناجات در انتقال از حال قرب به حیاای که چون روح به تن نزدیکی
همه‌ی سبحة‌الابرار ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.