پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

سبحة‌الابرار

بخش ۶۹ - مناجات در اظهار شوق و حیرت و طلب ترقی به مقام غیرت

ای سراسیمه شوق تو فلک

سر نپیچیده ز طوق تو ملک

داغ بر جان و دل از شوق توییم

بنده داغ و سگ طوق توییم

گرنه با طوق وفا تیزتگیم

در ره تو چو سگان کم ز سگیم

میل غیر از دل ما بیرون کن

شوق خود روز به روز افزون کن

گر می از ساغر وصلت نکشیم

به جگر خواری شوق تو خوشیم

هست بهر تو جگر خواری ما

عزت ما و دگر خواری ما

باد در لجه این بحر سراب

جامی از خواری تو عزت یاب

گر کند بخت ره آموزی را

داغ شوق تو شود روزی او

هر چه جز شوق تو در جان فگار

کارد افسوس و دریغ آرد بار

تا کند قطع ز افسوس و دریغ

بنه اندر کفش از غیرت تیغ

ادامه‌ی سبحة‌الابرار

  1. بخش ۷۱ - حکایت دیده وری که به چشمی که در وقت وداع محبوب نگریست بعد از ملاقات به جمال وی ننگریستبیدلی داغ دل افروزی داشت
  2. بخش ۷۲ - مناجات در طلب آتش غیرت افروختن و موانع مقام قرب سوختنای ز غیرت رقم غیر زدای
  3. بخش ۷۳ - عقد بیست و دوم در قرب که عبارت است از استغراق وجود سالک در عین جمع به غیبت از همه چیز تا غایتی که از صفت قرب نیزای زده در صف دوران دم قرب
  4. بخش ۷۴ - حکایت سؤال و جواب ذوالنون با آن عاشق مفتونوالی مصر ولایت ذوالنون
  5. بخش ۷۵ - مناجات در انتقال از حال قرب به حیاای که چون روح به تن نزدیکی
  6. بخش ۷۶ - عقد بیست و سیم در حیا که محافظت ظاهر و باطن است از مخالفت احکام الهی به سبب مراقبه نظر حق سبحانه و تعالیای برافکنده ز رخ ستر حیا
  7. بخش ۷۷ - حکایت یوسف و زلیخا که پرده پوشی زلیخا پرده گشای دیده یوسف آمد تا حق را ناظر خود یافت و از نظر زلیخا روی بتافتچون زلیخا ز مه کنعانی
  8. بخش ۷۸ - مناجات در طلب حیا از نقایص بشریت و تحقیق به خصایص حریتای اولی اجنحه مرغان سر خویش
همه‌ی سبحة‌الابرار ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.