پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

سبحة‌الابرار

بخش ۷۸ - مناجات در طلب حیا از نقایص بشریت و تحقیق به خصایص حریت

ای اولی اجنحه مرغان سر خویش

برده از شرم تو زیر پر خویش

کار آدم ز حیایت شده سخت

ستر خود ساخته از برگ درخت

شب ز انجم نظر افروخته ایست

چشم خجلت به زمین دوخته ایست

صبحدم گرد درت کار سپهر

اشکریزی بود از گرمی مهر

بنده جامی که کمین بدنه توست

در ره عجز سرافکنده توست

چون مه آورده رخ اندر کمی است

حلقه گشته به در محرمی است

محرم حلقه رازش گردان

وز در بیهده بازش گردان

گر بود حرص و هوا را بنده

ساز ازان بندگیش شرمنده

چون به شرمندگی افتاده شود

هر چه شرم آرد ازان ساده شود

زن رقم بر ورق سادگیش

حرف آزادی و آزادگیش

ادامه‌ی سبحة‌الابرار

  1. بخش ۸۰ - حکایت آن پیر خارکش که از خار خواریش گل عزت می گشاد و جوان رعناوش که گل عزتش بوی خواری می دادخارکش پیری با دلق درشت
  2. بخش ۸۱ - مناجات در توجه از مقام حریت به فتوتای غمت مایه ده شادی ما
  3. بخش ۸۲ - عقد بیست و پنجم در فتوت که بار خود از گردن خلق نهادن است و زیر بار خلق ایستادنای که از طبع فرومایه خویش
  4. بخش ۸۳ - حکایت آن جوانمرد که چون به روی معشوق که چشم روشنش بود آبله افتاد خود را به نابینایی فرانمود تا معشوق نداند که عیب وی را می بیندآن جوانمرد زنی زیبا خواست
  5. بخش ۸۴ - مناجات در انتقال از فتوت به صدقای جوانمردی مردان از تو
  6. بخش ۸۵ - عقد بیست و ششم در صدق که عبارت از آنست که ظاهر و باطن برابر بود و بلکه باطن از ظاهر خوبترای گرو کرده زبان را به دروغ
  7. بخش ۸۶ - حکایت کعبه روی که به سبب راستی از کید ناراستی برست و آن ناراست به برکت راستی وی به راستان پیوسترهروی کعبه تمنا می داشت
  8. بخش ۸۷ - مناجات در انتقال از صدق به اخلاصای ز نورت علم صبح سفید
همه‌ی سبحة‌الابرار ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.