پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

سبحة‌الابرار

بخش ۸۵ - عقد بیست و ششم در صدق که عبارت از آنست که ظاهر و باطن برابر بود و بلکه باطن از ظاهر خوبتر

ای گرو کرده زبان را به دروغ

برده بهتان ز کلام تو فروغ

این نه شایسته هر دیده ور است

که زبانت دگر و دل دگر است

از ره صدق و صفا دوری چند

دل قیری رخ کافوری چند

روی در قاعده احسان کن

ظاهر و باطن خود یکسان کن

یکدل و یکجهت و یکرو باش

وز دورویان جهان یکسو باش

از کجی خیزد هر جا خللیست

راستی رستی نیکو مثلیست

راست جو راست نگر راست گزین

راست گو راست شنو راست نشین

تیر اگر راست رود بر هدف است

ور رود کج ز هدف بر طرف است

رورقم های «الف بی » بنگر

که الف از همه باشد برتر

رو بنه تخته ابجد به کنار

که درآید الف اول به شمار

گر سبب جوید حکمت طلبی

نیست جز راستی آن را سببی

راست رو است که سرور باشی

در حساب از همه برتر باشی

صدق اکسیر مس هستی توست

پایه افراز فرو دستی توست

اثر کذب بود هیچکسی

به کسی گر رسی از صدق رسی

صبح کاذب زند از کذب نفس

نور او یک دو نفس باشد و بس

صبح صادق چو بود صدق پسند

علم نورش از آنست بلند

دل اگر صدق پسندیت دهد

بر همه خلق بلندیت دهد

وگر از کذب گزیند علمی

علم او بنشیند به دمی

صدق پیش آر که صدیق شوی

گوهر لجه تحقیق شوی

گرچه صدیق نبی راست خلف

باشدش بر دگر اصناف شرف

گر بر این قاعده برهان خواهی

به که برهانش ز قرآن خواهی

آنست صدیق که دل صاف شود

دعوی او همه انصاف شود

وعده او به وفا انجامد

دلش از غش به صفا آرامد

در درون تخم امانت فکند

وز برون خار خیانت بکند

بر فتد بیخ نفاق از گل او

سرزند شاخ وفاق از دل او

نه در او رنگ تکلف باشد

نه در او بوی تصلف باشد

دامن همت صدیقان گیر

در ره خدمت صدیقان میر

بو که بر جان تو خالی ز قصور

از صفای دلشان ریزد نور

مس قلب تو ازان زر گردد

سنگ بی قدر تو گوهر گردد

ادامه‌ی سبحة‌الابرار

  1. بخش ۸۷ - مناجات در انتقال از صدق به اخلاصای ز نورت علم صبح سفید
  2. بخش ۸۸ - عقد بیست و هفتم در اخلاص که پای همت بر سر هوا نهادن است و گردن ارادت از ربقه ریا گشادنای به خود رسته که چون شاخ گیا
  3. بخش ۸۹ - حکایت آن عجمی که کلمات عربی شنید دعا و استغفار پنداشت دست اخلاص به آمین برداشت هر چند آن دعا نبود آثار مغفرت روی نمودعربی چند به هم ذوق کنان
  4. بخش ۹۰ - مناجات در انتقال از اخلاص به جودای ز بیمت دل عشاق دو نیم
  5. بخش ۹۱ - عقد بیست و هشتم در بذل و جود که اول آن اعطای درهم و دینار است و آخر آن بذل وجودای درم گرد تو بسیار شده
  6. بخش ۹۲ - حکایت اعرابی که در معامله احسان و کرم بدره دینار و درم مهمانان به تخویف از زخم نیزه باز پس گردانیدآن عرابی به شتر قانع و شیر
  7. بخش ۹۳ - مناجات در انتقال از جود به قناعتای محیط کرمت عرش صدف
  8. بخش ۹۴ - عقد بیست و نهم در قناعت که بر حد ضرورت وقوف نمودن است و چشم طمع به زیادتی نگشودنای کمر بسته به صد حرص چو مور
همه‌ی سبحة‌الابرار ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.