پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

سبحة‌الابرار

بخش ۹۰ - مناجات در انتقال از اخلاص به جود

ای ز بیمت دل عشاق دو نیم

خطر مخلص راه تو عظیم

وای مخلص اگرش آید پیش

خطر دیدن اخلاص ز خویش

دید اخلاص ز خود اشراک است

نعت اشراک نه از ادراک است

کار مخلص همه نقص است و خلل

کسر او تا نه به فتح است بدل

کسر مخلص ز وی و فتح ز توست

کسر او هست به فتح تو درست

بی تو جامی تنی آمد بی روح

بر تن ای روح فشان گنج فتوح

هر عمارت که زدی ویران کن

همچو گنجش به خود آبادان کن

کیست او تا دم اخلاص زند

تا قدم در حرم خاص زند

دار در سایه انعام خودش

بهره مند از کرم عام خودش

مکن از حرص و هوا پا بستش

گوهر جود نه اندر دستش

ادامه‌ی سبحة‌الابرار

  1. بخش ۹۲ - حکایت اعرابی که در معامله احسان و کرم بدره دینار و درم مهمانان به تخویف از زخم نیزه باز پس گردانیدآن عرابی به شتر قانع و شیر
  2. بخش ۹۳ - مناجات در انتقال از جود به قناعتای محیط کرمت عرش صدف
  3. بخش ۹۴ - عقد بیست و نهم در قناعت که بر حد ضرورت وقوف نمودن است و چشم طمع به زیادتی نگشودنای کمر بسته به صد حرص چو مور
  4. بخش ۹۵ - حکایت آن حکیم که از تره زار جهان به شاخی چند قناعت کرده بود و از خوان جهانیان دندان طمع برکندهمی شد آن خاصگی شاه به دشت
  5. بخش ۹۶ - مناجات در انتقال از قناعت به تواضعای به زندان غمت شاد همه
  6. بخش ۹۷ - عقد سی ام در تواضع که شاخ سربلندی شکستن است و بر خاک نیازمندی نشستنای گذشته سرت از چرخ برین
  7. بخش ۹۸ - حکایت پیر آزاده با جوان محتشم زادهمحتشم زاده از نخوت جاه
  8. بخش ۹۹ - مناجات در انتقال از تواضع به حلم و مداراای وجود همه پیش تو عدم
همه‌ی سبحة‌الابرار ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.