پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

سبحة‌الابرار

بخش ۹۸ - حکایت پیر آزاده با جوان محتشم زاده

محتشم زاده از نخوت جاه

می خرامید ظریفانه به راه

به تبختر قدمی برمی داشت

وز تکبر علمی می افراشت

عارفی پشت دو تا در ژنده

دلی از نور الهی زنده

گفت کای تازه جوان تند مرو

پند سنجیده پیران بشنو

این روش نیست چو خوش پیش خدای

بازکش زین روش ناخوش پای

طبع او از سخن پیر آشفت

بانگ برداشت ز نادانی و گفت

کای ز گفتار تو بر من باری

می شناسی که کیم گفت آری

اولت بود یکی قطره آب

که ازان شستن ثوب است ثواب

از شکم تا به کنار آمده ای

از ره بول دو بار آمده ای

و آخرت جیفه افتاده به خاک

کرده پنهان به یکی تیره مغاک

بر تو آن پرده به فرض ار بدرند

چشم نابسته کسان کم گذرند

در میانه که سراسر خوشی است

روز و شب کار تو سرگین کشی است

تنت آراسته از گوهر و در

چون شکنبه شکم از سرگین پر

گر به خود نیست شناساوریت

لب گشادم به شناساگریت

از من این نکته فراموش مکن

مدحت مدحگران گوش مکن

ادامه‌ی سبحة‌الابرار

  1. بخش ۱۰۰ - عقد سی و یکم در بعض دیگر از فضایل نوع انسان چون حلم و مدارا و عفو و احسانای رخ افروخته از آتش خشم
  2. بخش ۱۰۱ - حکایت راهبی که فریفته نشد به دعوی شیطان که گفت من عیسی ام از آسمان نزول کردهراهبی را در دل زد غم دین
  3. بخش ۱۰۲ - مناجات در انتقال از حلم به بشر و طلاقت وجهای ز حکمت همه را پشت به کوه
  4. بخش ۱۰۳ - عقد سی و دوم در طلاقت وجه و مزاح که چین انقباض در جبین نینداختن است و به زبان انبساط سخنان شیرین پرداختنای تو را صورت چین نقش جبین
  5. بخش ۱۰۴ - حکایت آن پیرزن که از حضرت رسالت صلی الله علیه و علی آله و سلم پرسید که پیر زنان به بهشت خواهند رسیدکرد آن زال کهنسال سؤال
  6. بخش ۱۰۵ - مناجات در انتقال از طلاقت وجه به تودد و تالفای غمت شادی دولتمندان
  7. بخش ۱۰۶ - عقد سی و سوم در تودد و تالف که به شفقت و محبت با خلق خدای آمیختن است و از لوازم آمیزش ایشان نگریختنای ز خود ناشده یک لحظه خلاص
  8. بخش ۱۰۷ - حکایت آن زاغ و کبوتر که به مناسبت لنگی همپای یکدیگر شده بودندعارفی طوف کنان رفت به باغ
همه‌ی سبحة‌الابرار ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.