پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

سبحة‌الابرار

بخش ۱۰۴ - حکایت آن پیرزن که از حضرت رسالت صلی الله علیه و علی آله و سلم پرسید که پیر زنان به بهشت خواهند رسید

کرد آن زال کهنسال سؤال

از نبی کای شه فرخنده خصال

روز محشر که بهشت آرایند

رستگاران به بهشت آسایند

شود آن منزل عالی وطنان

راحت آباد چو من پیر زنان

گفت حاشا که چنان خوش وطنی

گردد آرامگه پیرزنی

گل آن باغ جوانان باشند

غنچه اش تنگ دهانان باشند

پیرزن چون ز نبی قصه شنید

ناله از سینه پر غصه کشید

از فغان زمزمه غم برداشت

وز مژه گریه ماتم برداشت

شد نبی مژده دهش چابک و جست

که نه گر کهنه عجوزان ز نخست

یک به یک دختر دوشیزه شوند

کی در آن روضه پاکیزه شوند

اول کار جوانی بخشند

آنگه آمال و امانی بخشند

ادامه‌ی سبحة‌الابرار

  1. بخش ۱۰۶ - عقد سی و سوم در تودد و تالف که به شفقت و محبت با خلق خدای آمیختن است و از لوازم آمیزش ایشان نگریختنای ز خود ناشده یک لحظه خلاص
  2. بخش ۱۰۷ - حکایت آن زاغ و کبوتر که به مناسبت لنگی همپای یکدیگر شده بودندعارفی طوف کنان رفت به باغ
  3. بخش ۱۰۸ - مناجات در تقریب سماعای دل و دیده صاحبنظران
  4. بخش ۱۰۹ - عقد سی و چهارم در سماع که از خود گذشتن است و آستین بر خلق افشاندن نه گرد خود گشتن و از خدای بازماندنای درین خوابگه بی خبران
  5. بخش ۱۱۰ - حکایت صوفی و اعرابی که غلام وی به حسن حدی شتران وی را هلاک کرده بودصوفیی راه یقین می پیمود
  6. بخش ۱۱۱ - مناجات در تقریب نصایح انگیختنای ز تو ملک و ملک رفته ز دست
  7. بخش ۱۱۲ - عقد سی و پنجم در دولتخواهی سلاطین که عدل ایشان سرمایه آبادانی است و ظلم ایشان پیرایه ویرانیای بلند از قدمت پایه تخت
  8. بخش ۱۱۳ - حکایت معموری مملکت نوشیروان که جغد از بی خرابگی خراب بود و ویرانه چون گنج نایابعدل نوشیروان چو یافت کمال
همه‌ی سبحة‌الابرار ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.