پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

سبحة‌الابرار

بخش ۱۰۸ - مناجات در تقریب سماع

ای دل و دیده صاحبنظران

از خیالت به جمال دگران

روی در روی تو باشد همه را

چشم دل سوی تو باشد همه را

همه جا پرتو رویت نگرند

پا ز سر کرده به سویت گذرند

به هوای تو نشینند به هم

به تمنای تو بینند به هم

هر نوایی که به جایی شنوند

که ازان بوی وفایی شنوند

پای تا سر همگی گوش شوند

با غمت دست در آغوش شوند

آستین بر سر جان افشانند

دامن از میل جهان افشانند

بنده جامی نه ازان انجمن است

لیک در دامنشان دستزن است

مگسل دست وی از دامنشان

خوشه چینی دهش از خرمنشان

از نم زرق و ریا پاکش کن

در ره صدق و صفا خاکش کن

ادامه‌ی سبحة‌الابرار

  1. بخش ۱۱۰ - حکایت صوفی و اعرابی که غلام وی به حسن حدی شتران وی را هلاک کرده بودصوفیی راه یقین می پیمود
  2. بخش ۱۱۱ - مناجات در تقریب نصایح انگیختنای ز تو ملک و ملک رفته ز دست
  3. بخش ۱۱۲ - عقد سی و پنجم در دولتخواهی سلاطین که عدل ایشان سرمایه آبادانی است و ظلم ایشان پیرایه ویرانیای بلند از قدمت پایه تخت
  4. بخش ۱۱۳ - حکایت معموری مملکت نوشیروان که جغد از بی خرابگی خراب بود و ویرانه چون گنج نایابعدل نوشیروان چو یافت کمال
  5. بخش ۱۱۴ - مناجات در انتقال از دولتخواهی ارباب سلطنت به نیکخواهی ارکان دولتای ز عدل تو سماوات به پای
  6. بخش ۱۱۵ - عقد سی و ششم در نیکخواهی ارکان دولت که در میان پادشاه و رعایا رابطه اند و در وصول آثار عدل و ظلم واسطهای می قرب شهت برده ز دست
  7. بخش ۱۱۶ - حکایت نصیحت قبول کردن عمر عبدالعزیز از غلام خود که خازن بیت المال بودعمر ثانی آن همچو نخست
  8. بخش ۱۱۷ - مناجات در انتقال از ارکان دولت به رعایاای به راه طلبت سعی کسی
همه‌ی سبحة‌الابرار ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.