پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

سبحة‌الابرار

بخش ۱۱۴ - مناجات در انتقال از دولتخواهی ارباب سلطنت به نیکخواهی ارکان دولت

ای ز عدل تو سماوات به پای

نور عدلت ز زمین ظلم زدای

عدل شاهان که به هر خیر و شریست

از جهانداری عدلت اثریست

نام تو عدل بود کار تو عدل

آشکارا شده آثار تو عدل

ظلم هایی که به عالم پیداست

همه عدل است ولی ظلم نماست

همه از توست بلی کی شاید

کز تو کاری که نه عدل است آید

نسبت ظلم به تو نیست ادب

ظلمت ماش دهد ظلم لقب

جام عدلی به سر جامی ریز

کش ز مستی نکند ظلم انگیز

معتدل ساز ازان جام او را

به ز آغاز کن انجام او را

از همه ظلم رهایی بخشش

دولت عدل نمایی بخشش

تا به هر سفله که ظلم اندوزد

رستن از ظلمت ظلم آموزد

ادامه‌ی سبحة‌الابرار

  1. بخش ۱۱۶ - حکایت نصیحت قبول کردن عمر عبدالعزیز از غلام خود که خازن بیت المال بودعمر ثانی آن همچو نخست
  2. بخش ۱۱۷ - مناجات در انتقال از ارکان دولت به رعایاای به راه طلبت سعی کسی
  3. بخش ۱۱۸ - عقد سی و هفتم در دلالت رعایا چه غایب و چه حاضر به حق شناسی و شکرگزاری سلاطین چه عادل و چه جابرای درین تنگ فضا گشته اسیر
  4. بخش ۱۱۹ - حکایت مناجات موسی علیه السلام که دیده یقین وی بگشایند و عدل در صورت ظلم را به وی نمایندگفت روزی به مناجات کلیم
  5. بخش ۱۲۰ - مناجات در انتقال از نصیحت رعایا به وصیت فرزندای ز تو اهل نظر تیز بصر
  6. بخش ۱۲۱ - عقد سی و هشتم در وصیت فرزند ارجمند ضیاء الدین یوسف حفظه الله عما یوجب التحسر و التأسفای نهال چمن جان و دلم
  7. بخش ۱۲۲ - حکایت امیرالمؤمنین حسن رضی الله عنه با آن جوان منزویحسن آن سبط نبی سر ولی
  8. بخش ۱۲۳ - مناجات در انتقال از وصیت فرزند به نصیحت نفس خودای مراد دل تنها شدگان
همه‌ی سبحة‌الابرار ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.