پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

سبحة‌الابرار

بخش ۱۲۳ - مناجات در انتقال از وصیت فرزند به نصیحت نفس خود

ای مراد دل تنها شدگان

مونس وحدت یکتا شدگان

مایه صحبت تو تنهایی

سایه وحدت تو یکتایی

فرخ آن کس که به تنهایی ساخت

رخش در عالم یکتایی تاخت

دیده را کحل شهود تو کشید

چون تو را دید دگر هیچ ندید

جز تو مقصود نداند کس را

بلکه موجود نخواند کس را

گر بخواهد ز درت خواهد و بس

ور بکاهد ز غمت کاهد و بس

از وصال تو بود بالش او

وز فراق تو سزد نالش او

حال جامیت نکو معلوم است

زانچه شد گفته عجب محروم است

بگشا چشم عنایت سویش

وز همه خلق بگردان رویش

تا به محرومی خود پردازد

به نصیحتگری خود سازد

ادامه‌ی سبحة‌الابرار

  1. بخش ۱۲۵ - حکایت حکیم سنایی رحمه الله که در وقت وفات این بیت می خواندبازگشتم از سخن زیرا که نیست
  2. بخش ۱۲۶ - مناجات در انتقال از خود به مطالعه کنندگانای رهایی ده هر بیهوشی
  3. بخش ۱۲۷ - عقد چهلم در التماس از مطالعه کنندگان که به نظر شفقت و نیکویی نگرند و از طریقه بدخویی و بدگویی در گذرندای ز گلزار سخن یافته بوی
  4. بخش ۱۲۸ - حکایت شهری با روستایی که وی را به باغ خود بردمیوه ها تازه و تر شاخ به شاخ
  5. بخش ۱۲۹ - مناجات در انتقال به خاتمهای به لطف انجمن جان آرای
  6. بخش ۱۳۰ - ختم کتاب و خاتمه خطابدامت آثارک ای طرفه قلم
همه‌ی سبحة‌الابرار ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.