پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

سبحة‌الابرار

بخش ۱۲۶ - مناجات در انتقال از خود به مطالعه کنندگان

ای رهایی ده هر بیهوشی

مهر بر لب نه هر خاموشی

به هوای تو سخن کوشی ما

به تمنای تو خاموشی ما

گر تو در حرف تهی لطف شگرف

لجه ژرف شود چشمه حرف

ور بر آفاق زنی حمله بیم

قاف تا قاف شود حلقه میم

بعد توست اصل همه تنگی ها

قرب تو مایه یکرنگی ها

دل جامی که بود تنگ از تو

عندلیبیست غم آهنگ از تو

بال پروازش ازین تنگی ده

نکهتش از گل یکرنگی ده

دوز از تار فنا دلق او را

برهان از خود و از خلق او را

عیبش از بی هنران ساز نهان

وز گمان هنرش باز رهان

تا ز عیب و هنر خود آزاد

زید اندر کنف فضل تو شاد

ادامه‌ی سبحة‌الابرار

  1. بخش ۱۲۸ - حکایت شهری با روستایی که وی را به باغ خود بردمیوه ها تازه و تر شاخ به شاخ
  2. بخش ۱۲۹ - مناجات در انتقال به خاتمهای به لطف انجمن جان آرای
  3. بخش ۱۳۰ - ختم کتاب و خاتمه خطابدامت آثارک ای طرفه قلم
همه‌ی سبحة‌الابرار ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.