پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

سبحة‌الابرار

بخش ۱۲۰ - مناجات در انتقال از نصیحت رعایا به وصیت فرزند

ای ز تو اهل نظر تیز بصر

کارت از قاعده عدل بدر

غایت کار تو نتوان دانست

کنه اسرار تو نتوان دانست

بس که پختیم درین نکته هوس

اینقدر شد ز تو دانسته و بس

کانچه آید ز درت در همه باب

عین حکمت بود و محض صواب

وجه آن لیک معین نشود

جز به تعیین تو روشن نشود

پایه تیره دلان پست ز توست

هر کجا روشنیی هست ز توست

روشنی بخش دل جامی را

گل نشان آب و گل جامی را

زان دلش شمع منور گردان

زین دمش غالیه پرور گردان

تا ازان نور هدایت ریزد

یا ازین عطر عنایت بیزد

بر حریفان پسندیده خویش

خاصه بر مردمک دیده خویش

ادامه‌ی سبحة‌الابرار

  1. بخش ۱۲۲ - حکایت امیرالمؤمنین حسن رضی الله عنه با آن جوان منزویحسن آن سبط نبی سر ولی
  2. بخش ۱۲۳ - مناجات در انتقال از وصیت فرزند به نصیحت نفس خودای مراد دل تنها شدگان
  3. بخش ۱۲۴ - عقد سی و نهم در نصیحت نفس خود که از همه گرفتارتر است و به نصیحت سزاوارترجامی این پرده سرایی تا چند
  4. بخش ۱۲۵ - حکایت حکیم سنایی رحمه الله که در وقت وفات این بیت می خواندبازگشتم از سخن زیرا که نیست
  5. بخش ۱۲۶ - مناجات در انتقال از خود به مطالعه کنندگانای رهایی ده هر بیهوشی
  6. بخش ۱۲۷ - عقد چهلم در التماس از مطالعه کنندگان که به نظر شفقت و نیکویی نگرند و از طریقه بدخویی و بدگویی در گذرندای ز گلزار سخن یافته بوی
  7. بخش ۱۲۸ - حکایت شهری با روستایی که وی را به باغ خود بردمیوه ها تازه و تر شاخ به شاخ
  8. بخش ۱۲۹ - مناجات در انتقال به خاتمهای به لطف انجمن جان آرای
همه‌ی سبحة‌الابرار ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.