پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

سبحة‌الابرار

بخش ۱۱۱ - مناجات در تقریب نصایح انگیختن

ای ز تو ملک و ملک رفته ز دست

شتران فلک از ذوق تو مست

بیم آنست که این هفت و چهار

بگسلانند ز مهر تو مهار

در بیابان غمت روی نهند

جان شیرین به تک و پوی دهند

ای خوش آن رهرو از خود رسته

رقص دایم ز تو در پیوسته

زیر پایش چو کند پای ز سر

نشتر خار بود سبزه تر

خارج از دایره صلح و نزاع

کرده سر پی سپر راه سماع

ساز خاک قدمش جامی را

ببر از وی به دمش خامی را

جرعه جام فنایش بچشان

بر سر خوان وفایش بنشان

قید تقلید ز جانش بگشای

رشح حکمت ز زبانش بگشای

به نصیحت نفسش دار روان

باز کن گوش نصیحت شنوان

ادامه‌ی سبحة‌الابرار

  1. بخش ۱۱۳ - حکایت معموری مملکت نوشیروان که جغد از بی خرابگی خراب بود و ویرانه چون گنج نایابعدل نوشیروان چو یافت کمال
  2. بخش ۱۱۴ - مناجات در انتقال از دولتخواهی ارباب سلطنت به نیکخواهی ارکان دولتای ز عدل تو سماوات به پای
  3. بخش ۱۱۵ - عقد سی و ششم در نیکخواهی ارکان دولت که در میان پادشاه و رعایا رابطه اند و در وصول آثار عدل و ظلم واسطهای می قرب شهت برده ز دست
  4. بخش ۱۱۶ - حکایت نصیحت قبول کردن عمر عبدالعزیز از غلام خود که خازن بیت المال بودعمر ثانی آن همچو نخست
  5. بخش ۱۱۷ - مناجات در انتقال از ارکان دولت به رعایاای به راه طلبت سعی کسی
  6. بخش ۱۱۸ - عقد سی و هفتم در دلالت رعایا چه غایب و چه حاضر به حق شناسی و شکرگزاری سلاطین چه عادل و چه جابرای درین تنگ فضا گشته اسیر
  7. بخش ۱۱۹ - حکایت مناجات موسی علیه السلام که دیده یقین وی بگشایند و عدل در صورت ظلم را به وی نمایندگفت روزی به مناجات کلیم
  8. بخش ۱۲۰ - مناجات در انتقال از نصیحت رعایا به وصیت فرزندای ز تو اهل نظر تیز بصر
همه‌ی سبحة‌الابرار ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.