پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

سبحة‌الابرار

بخش ۱۰۲ - مناجات در انتقال از حلم به بشر و طلاقت وجه

ای ز حکمت همه را پشت به کوه

نیست بی پشتی ازان هیچ گروه

کوه حلم تو صدا احسان است

جان مادر تن ازان رقصان است

زان نوا مست سماعیم همه

جسم و جان کرده وداعیم همه

در سماعند چو ما ملک و ملک

دور آن بیشتر از دور فلک

هر سماعی که نه جاویدانیست

نه سماع است که سرگردانیست

پاکه با هستی خود کوفتن است

فرق خود را به لگد کوفتن است

جامی از دست خود از دست شده ست

وز لگدکوب خودی پست شده ست

از لگدکوب خودش باز رهان

وز غم نیک و بدش باز رهان

گرچه خود را به یقین جلوه ده است

بر جبینش ز گمان صد گره است

پرده از چشم یقینش بگشای

گره دل ز جبینش بگشای

ادامه‌ی سبحة‌الابرار

  1. بخش ۱۰۴ - حکایت آن پیرزن که از حضرت رسالت صلی الله علیه و علی آله و سلم پرسید که پیر زنان به بهشت خواهند رسیدکرد آن زال کهنسال سؤال
  2. بخش ۱۰۵ - مناجات در انتقال از طلاقت وجه به تودد و تالفای غمت شادی دولتمندان
  3. بخش ۱۰۶ - عقد سی و سوم در تودد و تالف که به شفقت و محبت با خلق خدای آمیختن است و از لوازم آمیزش ایشان نگریختنای ز خود ناشده یک لحظه خلاص
  4. بخش ۱۰۷ - حکایت آن زاغ و کبوتر که به مناسبت لنگی همپای یکدیگر شده بودندعارفی طوف کنان رفت به باغ
  5. بخش ۱۰۸ - مناجات در تقریب سماعای دل و دیده صاحبنظران
  6. بخش ۱۰۹ - عقد سی و چهارم در سماع که از خود گذشتن است و آستین بر خلق افشاندن نه گرد خود گشتن و از خدای بازماندنای درین خوابگه بی خبران
  7. بخش ۱۱۰ - حکایت صوفی و اعرابی که غلام وی به حسن حدی شتران وی را هلاک کرده بودصوفیی راه یقین می پیمود
  8. بخش ۱۱۱ - مناجات در تقریب نصایح انگیختنای ز تو ملک و ملک رفته ز دست
همه‌ی سبحة‌الابرار ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.