پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

سبحة‌الابرار

بخش ۹۵ - حکایت آن حکیم که از تره زار جهان به شاخی چند قناعت کرده بود و از خوان جهانیان دندان طمع برکنده

می شد آن خاصگی شاه به دشت

بر کنار تره زاری بگذشت

تره کاری ز قضا بر لب جوی

بود ز آلودگی گل تره شوی

زان تره هر چه همی ماند در آب

طعمه می ساخت حکیمی به شتاب

خاصگی گفت بدو کای سره مرد

کس ندیدم که بدینسان تره خورد

تره تو که نه نان دیده نه دوغ

ندهد کار تو را هیچ فروغ

گر چو ما خدمتی شاه شوی

صاحب مرتبه و جاه شوی

دسته تره که بر خوان بودت

پهلوی بره بریان بودت

لقمه بره که با تره خوری

به ز هر تره که بی بره خوری

گفت با خاصگی آن مرد حکیم

کای ز جاه آمده در چاه مقیم

گر چو ما راه قناعت سپری

به حرمگاه قناعت گذری

باشد از خوان جهان تره بست

خوردن بره نیفتد هوست

کمر خدمت شاهت چو کمند

نفکند گردن اقبال به بند

شاه از خلعت شاهی بیرون

نیست جز چون تو یکی مرد زبون

پیش شمشیر سر افکنده شوی

به که پیش چو خودی بنده شوی

در دیاری که ز فقر آبادیست

بندگی خاک ره آزادیست

ادامه‌ی سبحة‌الابرار

  1. بخش ۹۷ - عقد سی ام در تواضع که شاخ سربلندی شکستن است و بر خاک نیازمندی نشستنای گذشته سرت از چرخ برین
  2. بخش ۹۸ - حکایت پیر آزاده با جوان محتشم زادهمحتشم زاده از نخوت جاه
  3. بخش ۹۹ - مناجات در انتقال از تواضع به حلم و مداراای وجود همه پیش تو عدم
  4. بخش ۱۰۰ - عقد سی و یکم در بعض دیگر از فضایل نوع انسان چون حلم و مدارا و عفو و احسانای رخ افروخته از آتش خشم
  5. بخش ۱۰۱ - حکایت راهبی که فریفته نشد به دعوی شیطان که گفت من عیسی ام از آسمان نزول کردهراهبی را در دل زد غم دین
  6. بخش ۱۰۲ - مناجات در انتقال از حلم به بشر و طلاقت وجهای ز حکمت همه را پشت به کوه
  7. بخش ۱۰۳ - عقد سی و دوم در طلاقت وجه و مزاح که چین انقباض در جبین نینداختن است و به زبان انبساط سخنان شیرین پرداختنای تو را صورت چین نقش جبین
  8. بخش ۱۰۴ - حکایت آن پیرزن که از حضرت رسالت صلی الله علیه و علی آله و سلم پرسید که پیر زنان به بهشت خواهند رسیدکرد آن زال کهنسال سؤال
همه‌ی سبحة‌الابرار ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.