پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

سبحة‌الابرار

بخش ۸۸ - عقد بیست و هفتم در اخلاص که پای همت بر سر هوا نهادن است و گردن ارادت از ربقه ریا گشادن

ای به خود رسته که چون شاخ گیا

می دهد جنبش تو باد هوا

تا کی از باد هوا جنبیدن

چون هوا نیست خوش آرامیدن

هست جنبش ز هوا عادت خس

جنبش از بهر خدا باید و بس

چون هوا آید جنبش کم کن

کوه سان پا به زمین محکم کن

ور خدا خواندت از سر کن پای

بر هوا پا نه و در راه درآی

دام ازین وادی خونخوار بکش

دامن از صحبت اغیار بکش

روی در قبله یکرویی کن

خلق بگذار و خداجویی کن

تا کی از دین ببری رونق را

کز پی خلق پرستی حق را

چون نباشد نظر کس به تو باز

دانه چین مرغ شوی وقت نماز

نهی آن گونه پی سجده جبین

کو پی دانه برد سر به زمین

وقت سجده که سوی خانه بود

مدت چیدن یک دانه بود

نه در آن سجده وقاری بودت

نه به دل هوش و قراری بودت

ور بود همچو تویی حاضر تو

که در آن سجده بود ناظر تو

دیر ماند سر تو سجده شناس

همچو در کاه سر گاو خراس

سجده جز بهر خدا شرک بود

شرک بر چهره جان چرک بود

رشحی از چشمه اخلاص بجوی

وز رخ جان خود آن چرک بشوی

چیست اخلاص دل از خود کندن

کار خود را به خدا افکندن

نقد دل از همه خالص کردن

روی چون زر به خلاص آوردن

دل به اسباب جهان نا دادن

دیده بر حور جنان ننهادن

ساختن از دو جهان قبله یکی

تافتن روی ز هر وهم و شکی

گر بری ره به چنین اخلاصی

باشی اندر صف مردان خاصی

خطبه قرب به نام تو بود

جرعه وصل به کام تو بود

لهو تو جد شود و سهو صواب

هزل تو مایه احسان و ثواب

محرم کعبه اقبال شوی

محرم پرده اجلال شوی

ادامه‌ی سبحة‌الابرار

  1. بخش ۹۰ - مناجات در انتقال از اخلاص به جودای ز بیمت دل عشاق دو نیم
  2. بخش ۹۱ - عقد بیست و هشتم در بذل و جود که اول آن اعطای درهم و دینار است و آخر آن بذل وجودای درم گرد تو بسیار شده
  3. بخش ۹۲ - حکایت اعرابی که در معامله احسان و کرم بدره دینار و درم مهمانان به تخویف از زخم نیزه باز پس گردانیدآن عرابی به شتر قانع و شیر
  4. بخش ۹۳ - مناجات در انتقال از جود به قناعتای محیط کرمت عرش صدف
  5. بخش ۹۴ - عقد بیست و نهم در قناعت که بر حد ضرورت وقوف نمودن است و چشم طمع به زیادتی نگشودنای کمر بسته به صد حرص چو مور
  6. بخش ۹۵ - حکایت آن حکیم که از تره زار جهان به شاخی چند قناعت کرده بود و از خوان جهانیان دندان طمع برکندهمی شد آن خاصگی شاه به دشت
  7. بخش ۹۶ - مناجات در انتقال از قناعت به تواضعای به زندان غمت شاد همه
  8. بخش ۹۷ - عقد سی ام در تواضع که شاخ سربلندی شکستن است و بر خاک نیازمندی نشستنای گذشته سرت از چرخ برین
همه‌ی سبحة‌الابرار ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.