پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

سبحة‌الابرار

بخش ۸۷ - مناجات در انتقال از صدق به اخلاص

ای ز نورت علم صبح سفید

صادقان را به تو خوش صبح امید

ما چو صبح از تو به صدقیم علم

جز به مهرت ز ازل نازده دم

تا به کی جامه جان چاک زنیم

علم صدق بر افلاک زنیم

انجم اشک چو گردون ریزیم

چون شفق اشک به خون آمیزیم

تاب مهری به دل ما افکن

تا شود زان نفس ما روشن

برسانیم به روشن نفسی

ناکسان را به مقامات کسی

هست در کشمکش نفس نژند

جامی از ناکسی خود گله مند

مده از گرم روان واپسیش

برهان از کسی و ناکسیش

گرچه راهی به خطا پیموده

از عمل های ریاآلوده

به خلاصی ز ریا خاصش کن

حلقه کوب در اخلاصش کن

ادامه‌ی سبحة‌الابرار

  1. بخش ۸۹ - حکایت آن عجمی که کلمات عربی شنید دعا و استغفار پنداشت دست اخلاص به آمین برداشت هر چند آن دعا نبود آثار مغفرت روی نمودعربی چند به هم ذوق کنان
  2. بخش ۹۰ - مناجات در انتقال از اخلاص به جودای ز بیمت دل عشاق دو نیم
  3. بخش ۹۱ - عقد بیست و هشتم در بذل و جود که اول آن اعطای درهم و دینار است و آخر آن بذل وجودای درم گرد تو بسیار شده
  4. بخش ۹۲ - حکایت اعرابی که در معامله احسان و کرم بدره دینار و درم مهمانان به تخویف از زخم نیزه باز پس گردانیدآن عرابی به شتر قانع و شیر
  5. بخش ۹۳ - مناجات در انتقال از جود به قناعتای محیط کرمت عرش صدف
  6. بخش ۹۴ - عقد بیست و نهم در قناعت که بر حد ضرورت وقوف نمودن است و چشم طمع به زیادتی نگشودنای کمر بسته به صد حرص چو مور
  7. بخش ۹۵ - حکایت آن حکیم که از تره زار جهان به شاخی چند قناعت کرده بود و از خوان جهانیان دندان طمع برکندهمی شد آن خاصگی شاه به دشت
  8. بخش ۹۶ - مناجات در انتقال از قناعت به تواضعای به زندان غمت شاد همه
همه‌ی سبحة‌الابرار ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.