پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

سبحة‌الابرار

بخش ۸۱ - مناجات در توجه از مقام حریت به فتوت

ای غمت مایه ده شادی ما

بر درت بندگی آزادی ما

بنده خاص تو را نیست پسند

بر دل از بندگی غیر تو بند

فارغ است از دو جهان در دو جهان

نه عیان بسته چیزی نه نهان

جا گرفته به سر خشک زمین

گشته در کوی فنا خاک نشین

نشده خاطر او بند به هیچ

نه دلش یافته پیوند به هیچ

تافته روی ز روی همه کس

روی در روی تو آورده و بس

جامی از بندگی خویش ملول

دارد از خواجگیت چشم قبول

بر درت عز قبولیش بده

در رهت اذن دخولیش بده

بر وی افشان ز ره خود گردی

بر دلش نه ز غم خود دردی

افکن از منزل بی دردانش

رخت در کوی جوانمردانش

ادامه‌ی سبحة‌الابرار

  1. بخش ۸۳ - حکایت آن جوانمرد که چون به روی معشوق که چشم روشنش بود آبله افتاد خود را به نابینایی فرانمود تا معشوق نداند که عیب وی را می بیندآن جوانمرد زنی زیبا خواست
  2. بخش ۸۴ - مناجات در انتقال از فتوت به صدقای جوانمردی مردان از تو
  3. بخش ۸۵ - عقد بیست و ششم در صدق که عبارت از آنست که ظاهر و باطن برابر بود و بلکه باطن از ظاهر خوبترای گرو کرده زبان را به دروغ
  4. بخش ۸۶ - حکایت کعبه روی که به سبب راستی از کید ناراستی برست و آن ناراست به برکت راستی وی به راستان پیوسترهروی کعبه تمنا می داشت
  5. بخش ۸۷ - مناجات در انتقال از صدق به اخلاصای ز نورت علم صبح سفید
  6. بخش ۸۸ - عقد بیست و هفتم در اخلاص که پای همت بر سر هوا نهادن است و گردن ارادت از ربقه ریا گشادنای به خود رسته که چون شاخ گیا
  7. بخش ۸۹ - حکایت آن عجمی که کلمات عربی شنید دعا و استغفار پنداشت دست اخلاص به آمین برداشت هر چند آن دعا نبود آثار مغفرت روی نمودعربی چند به هم ذوق کنان
  8. بخش ۹۰ - مناجات در انتقال از اخلاص به جودای ز بیمت دل عشاق دو نیم
همه‌ی سبحة‌الابرار ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.