پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

سبحة‌الابرار

بخش ۷۵ - مناجات در انتقال از حال قرب به حیا

ای که چون روح به تن نزدیکی

چون رگ جان به بدن نزدیکی

بلکه نزدیکتری از رگ جان

لیک دورند ازین فهم کجان

قرب تو گر ننهد پیش قدم

بازگردد همه عالم به عدم

گر ز ما دور نشیند همه کس

مایه هستی ما قرب تو بس

دور و نزدیک ز تو بهره ورند

وز سماط کرمت طعمه خورند

در رهت قطع مسافت دوریست

وصل جستن به سفر مهجوریست

چیست قرب تو ز خود ببریدن

دامن از کون و مکان در چیدن

روز جامی که ز قربت دور است

تیره گشته چو شب دیجور است

از فروغ رخ خود نورش ده

مرهمی بر دل رنجورش نه

تا دهد نیر قرب تو ضیا

درکشد روی به جلباب حیا

ادامه‌ی سبحة‌الابرار

  1. بخش ۷۷ - حکایت یوسف و زلیخا که پرده پوشی زلیخا پرده گشای دیده یوسف آمد تا حق را ناظر خود یافت و از نظر زلیخا روی بتافتچون زلیخا ز مه کنعانی
  2. بخش ۷۸ - مناجات در طلب حیا از نقایص بشریت و تحقیق به خصایص حریتای اولی اجنحه مرغان سر خویش
  3. بخش ۷۹ - عقد بیست و چهارم در حریت که طوق بندگی حق را گردن نهادن است و ربقه بندگی خلق از گردن گشادنای ملک زاده اقلیم وجود
  4. بخش ۸۰ - حکایت آن پیر خارکش که از خار خواریش گل عزت می گشاد و جوان رعناوش که گل عزتش بوی خواری می دادخارکش پیری با دلق درشت
  5. بخش ۸۱ - مناجات در توجه از مقام حریت به فتوتای غمت مایه ده شادی ما
  6. بخش ۸۲ - عقد بیست و پنجم در فتوت که بار خود از گردن خلق نهادن است و زیر بار خلق ایستادنای که از طبع فرومایه خویش
  7. بخش ۸۳ - حکایت آن جوانمرد که چون به روی معشوق که چشم روشنش بود آبله افتاد خود را به نابینایی فرانمود تا معشوق نداند که عیب وی را می بیندآن جوانمرد زنی زیبا خواست
  8. بخش ۸۴ - مناجات در انتقال از فتوت به صدقای جوانمردی مردان از تو
همه‌ی سبحة‌الابرار ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.