پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

سبحة‌الابرار

بخش ۶۳ - مناجات در مقام رضا طلبیدن و از آنجا رخت به سر منزل محبت کشیدن

ای رضا بخش ریاضت کیشان

رایض طبع رضا اندیشان

قبله همت کارآگاهان

قاضی حاجت حاجت خواهان

دل راضی به قضایت طلبیم

روضه حسن رضایت طلبیم

بی رضای تو گل باغ نعیم

هست بر سینه ما داغ جحیم

از سخط لاله این باغ مکن

باغ را بر دل ما داغ مکن

باغ ما شیفته شبنم توست

داغ ما سوخته مرهم توست

شبنم جود بدین باغ فرست

مرهم لطف بدین داغ فرست

بنده جامی که طلبگار رضاست

مانده در کشمکش خوف و رجاست

دامن از خوف و رجایش نفشان

بر سر خوان رضایش بنشان

بنهش جام محبت بر دست

سازش از نشوه آن بیهش و مست

ادامه‌ی سبحة‌الابرار

  1. بخش ۶۵ - حکایت آن پیر خمیده پشت که در طریق محبت قالب راست بر زمین ننهاد و به سبب کجروی خود از نظر معشوق راست بین افتادچارده ساله مهی بر لب بام
  2. بخش ۶۶ - مناجات در طلب شوق که ثمره شجره محبت است و شجره ثمره دریافت صحبتای فروزان ز تو کاشانه چرخ
  3. بخش ۶۷ - عقد بیستم در شوق که کمندیست برازنده کنگره وصال و زمامیست رساننده به سر منزل اتصالای دلت را به کف شوق زمام
  4. بخش ۶۸ - حکایت آن کنیزک و غلام که بر کنار دجله دست از زندگانی خود شستند و به غرقه شدن در آب از خشک لبی ساحل فراق خلاصی جستندبر لب دجله چو شد سبز بساط
  5. بخش ۶۹ - مناجات در اظهار شوق و حیرت و طلب ترقی به مقام غیرتای سراسیمه شوق تو فلک
  6. بخش ۷۰ - عقد بیست و یکم در غیرت که عبارت است از حمیت محبت صاحب سیر به قطع تعلق غیر از محبوب یا قطع التفات محبوب از غیرای به هر غیر گشاده نظری
  7. بخش ۷۱ - حکایت دیده وری که به چشمی که در وقت وداع محبوب نگریست بعد از ملاقات به جمال وی ننگریستبیدلی داغ دل افروزی داشت
  8. بخش ۷۲ - مناجات در طلب آتش غیرت افروختن و موانع مقام قرب سوختنای ز غیرت رقم غیر زدای
همه‌ی سبحة‌الابرار ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.