فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱۸۱ - تتبع خواجه اقبال ره به کوی مغانم نمیدهد
- شمارهٔ ۱۸۲ - تتبع خواجه چند دل را غم و اندیشه دنیا ببرد
- شمارهٔ ۱۸۳ - تتبع خواجه صبح رندان صبوحی در میخانه زدند
- شمارهٔ ۱۸۴ - تتبع خواجه غزال زر ز فلک در مقام ما افتد
- شمارهٔ ۱۸۵ - تتبع مولانا کاتبی تا خرقه و سجاده ام افتد در می چند
- شمارهٔ ۱۸۶ - در طور خواجه خوش آن رندی که از دوران دلش چون زنگ غم گیرد
- شمارهٔ ۱۸۷ - مخترع نه از می لعل آن مه پیکر آلود
- شمارهٔ ۱۸۸ - تتبع میر از شهد نگویم لب آن سیمبر آلود
- شمارهٔ ۱۸۹ - تتبع خواجه در سرم ذوق می عشق همان است که بود
- شمارهٔ ۱۹۰ - در طور خواجه صوفی ز میم واقف اسرار نهان کرد
- شمارهٔ ۱۹۱ - تتبع خواجه باده صافست و خرابات صفایی دارد
- شمارهٔ ۱۹۲ - تتبع خواجه واعظان تا چند منع جام و ساغر میکنند
- شمارهٔ ۱۹۳ - تتبع خواجه دل اگر میل سوی ساغر صهبا میکرد
- شمارهٔ ۱۹۴ - تتبع خواجه ساقی ار عکس مه چهره به جام اندازد
- شمارهٔ ۱۹۵ - تتبع میر گل نو شکفته من که ز رخ بهار دارد
- شمارهٔ ۱۹۶ - مخترع سحر وزید نسیم طرب فزای بهار
- شمارهٔ ۱۹۷ - مخترع شد بلا چشم تو ای گلرخسار
- شمارهٔ ۱۹۸ - تتبع خواجه غیر ازو نیست مرا در دو جهان یار دگر
- شمارهٔ ۱۹۹ - مخترع دل صدپارهام از لعل تو خونست دگر
- شمارهٔ ۲۰۰ - تتبع میرشاهی هردم رسد به دل چو ز عالم غمی دگر
- شمارهٔ ۲۰۱ - مخترع کیف و جان بخشدم آن لب می نابست مگر؟
- شمارهٔ ۲۰۲ - تتبع خواجه نوبهاران به قدح آب طربناک انداز
- شمارهٔ ۲۰۳ - مخترع اگر چه نیست امید وصال او هرگز
- شمارهٔ ۲۰۴ - تتبع خواجه کوثر و حور ز گلزار جنان ما را بس
- شمارهٔ ۲۰۵ - مخترع ز من ای دل کف آن نازنین بوس
- شمارهٔ ۲۰۶ - تتبع مخدوم یارب چه بلاییست که آن شوخ قدحنوش
- شمارهٔ ۲۰۷ - مخترع لب لعلت که گویم جان پاکش
- شمارهٔ ۲۰۸ تا که یک شام به بزم طربش در شد شمع
- شمارهٔ ۲۰۹ - در طریق مخدوم نهاد پیر مغان بر کفت چو باده صاف
- شمارهٔ ۲۱۰ - تتبع خواجه اگر تو جرعه فشانی کمی بریز به خاک
- شمارهٔ ۲۱۱ - تتبع میر میرود سرو من و رفتار میماند به دل
- شمارهٔ ۲۱۲ - تتبع خواجه ساقی از رنج خمارم بد حال
- شمارهٔ ۲۱۳ - اختراع به مخموری پیاپی میتپد دل
- شمارهٔ ۲۱۴ - مخترع زهی از جلوه بالای رعنایت بلا بر دل
- شمارهٔ ۲۱۵ منور است به روی تو دیده جانم
- شمارهٔ ۲۱۶ - در طور مخدوم در دیر مغان شیفته پیر و جوانم
- شمارهٔ ۲۱۷ - مخترع چو با صد حسرتش از دور بینم
- شمارهٔ ۲۱۸ - مخترع ز هجرت ای مَهِ بیمهر دل نابود شد تن هم
- شمارهٔ ۲۱۹ - تتبع خواجه عکس رخسار چو بر ساغر صهبا فکنم
- شمارهٔ ۲۲۰ - تتبع بعضی عزیزان بگفت عشق که می نوش و رو به ملک عدم
- شمارهٔ ۲۲۱ - تتبع مخدوم باز در دیر مغان آه و فغان آوردهام
- شمارهٔ ۲۲۲ - تتبع خواجه اینکه خود را به در میکده عریان کردم
- شمارهٔ ۲۲۳ - مخترع من که مخمور سحرگاه به میخانه روم
- شمارهٔ ۲۲۴ - تتبع خواجه کنج تاریک غمت را تا به کی مسکن کنم
- شمارهٔ ۲۲۵ - تتبع میر در رنگ خواجه چون عکس روی مغبچه خواهم تماشا بنگرم
- شمارهٔ ۲۲۶ - تتبع مخدوم از باده تبرا چه کنم چون نتوانم
- شمارهٔ ۲۲۷ - تتبع خواجه چه خوش باشد که باشد در بهارم
- شمارهٔ ۲۲۸ - تتبع خواجه بهاران گر به گلشن طرح جام و ساغر اندازیم
- شمارهٔ ۲۲۹ - تتبع خواجه دل سوزد از غم رخ آن شوخ مهوشم
- شمارهٔ ۲۳۰ - تتبع خواجه مستم آنسان که گر از دیر مغان برخیزم
- شمارهٔ ۲۳۱ - تتبع خواجه نبینم سوی او گرچه به رویش آرزومندم
- شمارهٔ ۲۳۲ - تتبع شیخ به دو چشم یار اسیرم که همی زنند تیرم
- شمارهٔ ۲۳۳ باز در دیر بتی عشوهنما میبینم
- شمارهٔ ۲۳۴ - تتبع خواجه ما به میخانه پی دفع گناه آمدهایم
- شمارهٔ ۲۳۵ - مخترع ای کافر بد مست که بردی دل و دین هم
- شمارهٔ ۲۳۶ - تتبع خواجه نیست دل اینکه منِ زارِ بلاکش دارم
- شمارهٔ ۲۳۷ - تتبع شیخ کمال گفت راهم را بروب آن سیمبر گفتم به چشم
- شمارهٔ ۲۳۸ - مخترع در دیر زار مغبچه شوخ مهوشم
- شمارهٔ ۲۳۹ - تتبع خواجه تا از هوای مغبچگان ناتوان شدم
- شمارهٔ ۲۴۰ - مخترع گرچه دوش از داغ هجران آتشین تب داشتم
متن اشعار به نقل از گنجور.