پرش به محتوای اصلی
امیرعلیشیر نوایی امیرعلیشیر نوایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۱ - تتبع خواجه

نبینم سوی او گرچه به رویش آرزومندم

چو در مجلس بود آن مه بدین مقدار خرسندم

ز هجرت گریه‌های تلخ زهرم در مذاق افکند

چه باشد کام جان شیرین کنی از یک شکرخندم

به چشم آن لحظه بنشاندم نهال سرو قدت را

که از بستان دل نخل خیال غیر برکندم

خوشم با قطره خون کز جگر آید همانا هست

جگر پرگاله‌ها فرزند و چون فرزند فرزندم

شکاف تیغ هجرش را به سوزن اینکه می‌دوزی

رها کن شاید از مژگانش آید ناوکی چندم

ز زلف کافری زنار بستم بر میان لیکن

دروغی تهمت اسلام و دین بر خویش می‌بندم

سگ دیوانه بگریزد ز آشوب جنون من

چه نادانی تو ای ناصح که می‌خوانی خردمندم

مگر می قطره قطره در گلو ریزم که آساید

ز تیغ محنت هجران دل برکند برکندم

من از دیوانگی رسوای عالم گشتم ای فانی

ز من دیوانه‌تر آن کاو درین حالت دهد پندم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۳باز در دیر بتی عشوه‌نما می‌بینم
  2. شمارهٔ ۲۳۴ - تتبع خواجهما به میخانه پی دفع گناه آمده‌ایم
  3. شمارهٔ ۲۳۵ - مخترعای کافر بد مست که بردی دل و دین هم
  4. شمارهٔ ۲۳۶ - تتبع خواجهنیست دل اینکه منِ زارِ بلاکش دارم
  5. شمارهٔ ۲۳۷ - تتبع شیخ کمالگفت راهم را بروب آن سیمبر گفتم به چشم
  6. شمارهٔ ۲۳۸ - مخترعدر دیر زار مغبچه شوخ مهوشم
  7. شمارهٔ ۲۳۹ - تتبع خواجهتا از هوای مغبچگان ناتوان شدم
  8. شمارهٔ ۲۴۰ - مخترعگرچه دوش از داغ هجران آتشین تب داشتم
همه‌ی غزلیات ←

امیرعلیشیر نوایی درباره‌ی امیرعلیشیر نوایی

میرنظام‌الدین علی‌شیر نوایی (زادهٔ ۸۴۴ ه‍.ق در هرات - درگذشتهٔ ۹۰۶ ه‍.ق) شاعر، دانشمند و سیاستمدار برجسته روزگار فرمانروایی تیموریان و معاصر سلطان حسین بایقرا (۸۴۴ – ۹۱۱ ه‍.ق) بوده است. او مردی نیکوصفت و دانشمند و شاعر بوده اشعار بسیاری به دو زبان فارسی و جغتایی دارد؛ به همین جهت مشهور به «ذواللسانین» بود. تخلص او در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.