پرش به محتوای اصلی
امیرعلیشیر نوایی امیرعلیشیر نوایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۷ - تتبع شیخ کمال

گفت راهم را بروب آن سیمبر گفتم به چشم

گفت دیگر ره بزن آبش دگر گفتم به چشم

گفت اگر روزی ز زلف دور ماندی و جدا

گریه می‌کن ز اول شب تا سحر گفتم به چشم

گفت اگر بر یاد لعلم باده گلگون خوری

کاسه‌ها پر ساز از خون جگر گفتم به چشم

گفت اگر خواهی به رویم چشم خود روشن کنی

از همه خوبان بکن قطع نظر گفتم به چشم

گفت اگر یابد ز شام هجر چشمت تیرگی

ساز از شمع رخم نور بصر گفتم به چشم

گفت با چشمت بگو کز خاک ره توسنم

نور یابد سرمه را منت مبر گفتم به چشم

گفت فانی چونکه اهل عشق سوی مهوشان

بنگرند آن دم تو سوی ما نگر گفتم به چشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۹ - تتبع خواجهتا از هوای مغبچگان ناتوان شدم
  2. شمارهٔ ۲۴۰ - مخترعگرچه دوش از داغ هجران آتشین تب داشتم
  3. شمارهٔ ۲۴۱ - تتبع خواجهچون بیاد لعل او میل می گلگون کنم
  4. شمارهٔ ۲۴۲ - تتبع مخدوممسلمانان دل آزرده دارم
  5. شمارهٔ ۲۴۳ - تتبع میرحشمت جم رسد صبوح از کرم الاهیم
  6. شمارهٔ ۲۴۴ - تتبع مخدوممن بیدل که بهر قامت آن سیمتن میرم
  7. شمارهٔ ۲۴۵ - تتبع خواجهمن که دُردی‌کش آن مغبچه خمارم
  8. شمارهٔ ۲۴۶ - تتبع خواجهبر در دیر مغان هرروز خدمت می‌کنم
همه‌ی غزلیات ←

امیرعلیشیر نوایی درباره‌ی امیرعلیشیر نوایی

میرنظام‌الدین علی‌شیر نوایی (زادهٔ ۸۴۴ ه‍.ق در هرات - درگذشتهٔ ۹۰۶ ه‍.ق) شاعر، دانشمند و سیاستمدار برجسته روزگار فرمانروایی تیموریان و معاصر سلطان حسین بایقرا (۸۴۴ – ۹۱۱ ه‍.ق) بوده است. او مردی نیکوصفت و دانشمند و شاعر بوده اشعار بسیاری به دو زبان فارسی و جغتایی دارد؛ به همین جهت مشهور به «ذواللسانین» بود. تخلص او در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.