پرش به محتوای اصلی
امیرعلیشیر نوایی امیرعلیشیر نوایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۶ - تتبع خواجه

نیست دل اینکه منِ زارِ بلاکش دارم

از تو در سینه خود پاره‌ای آتش دارم

ساقیا جرعه میْ ده که به امید وصال

درکشم چند دل از هجر جفاکش دارم

روکشا جمعیتم را که من سودایی

دل چو آن طره آشفته مشوش دارم

هر طرف چابک رعنای من اندر جولان

من سر خویش چو خاک سم ابرش دارم

به قد خم شده چون ماه نو انگشت‌نما

این همه شهرت ازان چابک مهوش دارم

گر رسد ناخوشی از خلق خوشم چون فانی

زانکه با ناخوشی اهل زمان خوش دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۸ - مخترعدر دیر زار مغبچه شوخ مهوشم
  2. شمارهٔ ۲۳۹ - تتبع خواجهتا از هوای مغبچگان ناتوان شدم
  3. شمارهٔ ۲۴۰ - مخترعگرچه دوش از داغ هجران آتشین تب داشتم
  4. شمارهٔ ۲۴۱ - تتبع خواجهچون بیاد لعل او میل می گلگون کنم
  5. شمارهٔ ۲۴۲ - تتبع مخدوممسلمانان دل آزرده دارم
  6. شمارهٔ ۲۴۳ - تتبع میرحشمت جم رسد صبوح از کرم الاهیم
  7. شمارهٔ ۲۴۴ - تتبع مخدوممن بیدل که بهر قامت آن سیمتن میرم
  8. شمارهٔ ۲۴۵ - تتبع خواجهمن که دُردی‌کش آن مغبچه خمارم
همه‌ی غزلیات ←

امیرعلیشیر نوایی درباره‌ی امیرعلیشیر نوایی

میرنظام‌الدین علی‌شیر نوایی (زادهٔ ۸۴۴ ه‍.ق در هرات - درگذشتهٔ ۹۰۶ ه‍.ق) شاعر، دانشمند و سیاستمدار برجسته روزگار فرمانروایی تیموریان و معاصر سلطان حسین بایقرا (۸۴۴ – ۹۱۱ ه‍.ق) بوده است. او مردی نیکوصفت و دانشمند و شاعر بوده اشعار بسیاری به دو زبان فارسی و جغتایی دارد؛ به همین جهت مشهور به «ذواللسانین» بود. تخلص او در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.