پرش به محتوای اصلی
امیرعلیشیر نوایی امیرعلیشیر نوایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۵ - مخترع

ای کافر بد مست که بردی دل و دین هم

جان نیز فدایت مگذر غافل ازین هم

آن طره بگوش تو سخن گوید و ابرو

خم بهر شنیدن ز کمین حال چنین هم

نقش عجب و صورت مشکل که ز حسنت

نقاش ختا هم زد و صورت گر چین هم

ای پیر مغان بار دگر توبه شکستیم

یک رطل گرانم ده و در جرم مبین هم

صد حلقه انگشتری از تیر تو در دل

دارم ز خط مهر تواش نقش نگین هم

فانی چه غم از جور چو عشاق بلا کش

دارند عوض وصل گمان بلکه یقین هم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۷ - تتبع شیخ کمالگفت راهم را بروب آن سیمبر گفتم به چشم
  2. شمارهٔ ۲۳۸ - مخترعدر دیر زار مغبچه شوخ مهوشم
  3. شمارهٔ ۲۳۹ - تتبع خواجهتا از هوای مغبچگان ناتوان شدم
  4. شمارهٔ ۲۴۰ - مخترعگرچه دوش از داغ هجران آتشین تب داشتم
  5. شمارهٔ ۲۴۱ - تتبع خواجهچون بیاد لعل او میل می گلگون کنم
  6. شمارهٔ ۲۴۲ - تتبع مخدوممسلمانان دل آزرده دارم
  7. شمارهٔ ۲۴۳ - تتبع میرحشمت جم رسد صبوح از کرم الاهیم
  8. شمارهٔ ۲۴۴ - تتبع مخدوممن بیدل که بهر قامت آن سیمتن میرم
همه‌ی غزلیات ←

امیرعلیشیر نوایی درباره‌ی امیرعلیشیر نوایی

میرنظام‌الدین علی‌شیر نوایی (زادهٔ ۸۴۴ ه‍.ق در هرات - درگذشتهٔ ۹۰۶ ه‍.ق) شاعر، دانشمند و سیاستمدار برجسته روزگار فرمانروایی تیموریان و معاصر سلطان حسین بایقرا (۸۴۴ – ۹۱۱ ه‍.ق) بوده است. او مردی نیکوصفت و دانشمند و شاعر بوده اشعار بسیاری به دو زبان فارسی و جغتایی دارد؛ به همین جهت مشهور به «ذواللسانین» بود. تخلص او در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.