پرش به محتوای اصلی
امیرعلیشیر نوایی امیرعلیشیر نوایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۰ - تتبع خواجه

مستم آنسان که گر از دیر مغان برخیزم

افتم ای مغبچه خود گو که چسان برخیزم

سر گرانم ز خمار اینکه نیارم برخاست

لطف کرده چو دهی رطل گران برخیزم

مگس روح نشسته به لبت چون گویم

خیز گوید که چسان از سر جان برخیزم

یک زمان نیست که صد رنج به دل ننشیند

به که از انجمن اهل زمان برخیزم

گفت مستی و نشستن نتوانی برخیز

چون به وقتی که نشستن نتوان برخیزم

هر زمانی که بر پیر خرابات دمی

بنشینم همه با بخت جوان برخیزم

فانیا گوی ازان بزم چرا برخیزی؟

غیر با دوست نشیند من ازان برخیزم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۲ - تتبع شیخبه دو چشم یار اسیرم که همی زنند تیرم
  2. شمارهٔ ۲۳۳باز در دیر بتی عشوه‌نما می‌بینم
  3. شمارهٔ ۲۳۴ - تتبع خواجهما به میخانه پی دفع گناه آمده‌ایم
  4. شمارهٔ ۲۳۵ - مخترعای کافر بد مست که بردی دل و دین هم
  5. شمارهٔ ۲۳۶ - تتبع خواجهنیست دل اینکه منِ زارِ بلاکش دارم
  6. شمارهٔ ۲۳۷ - تتبع شیخ کمالگفت راهم را بروب آن سیمبر گفتم به چشم
  7. شمارهٔ ۲۳۸ - مخترعدر دیر زار مغبچه شوخ مهوشم
  8. شمارهٔ ۲۳۹ - تتبع خواجهتا از هوای مغبچگان ناتوان شدم
همه‌ی غزلیات ←

امیرعلیشیر نوایی درباره‌ی امیرعلیشیر نوایی

میرنظام‌الدین علی‌شیر نوایی (زادهٔ ۸۴۴ ه‍.ق در هرات - درگذشتهٔ ۹۰۶ ه‍.ق) شاعر، دانشمند و سیاستمدار برجسته روزگار فرمانروایی تیموریان و معاصر سلطان حسین بایقرا (۸۴۴ – ۹۱۱ ه‍.ق) بوده است. او مردی نیکوصفت و دانشمند و شاعر بوده اشعار بسیاری به دو زبان فارسی و جغتایی دارد؛ به همین جهت مشهور به «ذواللسانین» بود. تخلص او در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.