پرش به محتوای اصلی
امیرعلیشیر نوایی امیرعلیشیر نوایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۹ - تتبع خواجه

دل سوزد از غم رخ آن شوخ مهوشم

ساقی کجاست باده که بنشاند آتشم؟

دیوانه گر به دیر مغان رو نهم چه عیب

چون من اسیر مغبچگان پریوشم

گر نیست وجه باده‌ام اما پی پسند

مستان شوم ز هر خم اگر جرعه‌ای چشم

هستم گدای دیر ولی نقد احتراف

پاشم به پای مغبچه آنگه که سرخوشم

بی‌خود شوم ز عشوه ساقی به رویم آب

از می زنند بو که رهاند ازین غشم

رنج خمار و انده دهرم خراب ساخت

کو چاره‌ای جز آنکه دو پیمانه درکشم

فانی ز زلف حور چه خوش دل شوم که من

ز آشفتگی طره شوخی مشوشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۱ - تتبع خواجهنبینم سوی او گرچه به رویش آرزومندم
  2. شمارهٔ ۲۳۲ - تتبع شیخبه دو چشم یار اسیرم که همی زنند تیرم
  3. شمارهٔ ۲۳۳باز در دیر بتی عشوه‌نما می‌بینم
  4. شمارهٔ ۲۳۴ - تتبع خواجهما به میخانه پی دفع گناه آمده‌ایم
  5. شمارهٔ ۲۳۵ - مخترعای کافر بد مست که بردی دل و دین هم
  6. شمارهٔ ۲۳۶ - تتبع خواجهنیست دل اینکه منِ زارِ بلاکش دارم
  7. شمارهٔ ۲۳۷ - تتبع شیخ کمالگفت راهم را بروب آن سیمبر گفتم به چشم
  8. شمارهٔ ۲۳۸ - مخترعدر دیر زار مغبچه شوخ مهوشم
همه‌ی غزلیات ←

امیرعلیشیر نوایی درباره‌ی امیرعلیشیر نوایی

میرنظام‌الدین علی‌شیر نوایی (زادهٔ ۸۴۴ ه‍.ق در هرات - درگذشتهٔ ۹۰۶ ه‍.ق) شاعر، دانشمند و سیاستمدار برجسته روزگار فرمانروایی تیموریان و معاصر سلطان حسین بایقرا (۸۴۴ – ۹۱۱ ه‍.ق) بوده است. او مردی نیکوصفت و دانشمند و شاعر بوده اشعار بسیاری به دو زبان فارسی و جغتایی دارد؛ به همین جهت مشهور به «ذواللسانین» بود. تخلص او در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.