پرش به محتوای اصلی
امیرعلیشیر نوایی امیرعلیشیر نوایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۳

باز در دیر بتی عشوه‌نما می‌بینم

کاهل دین را ز وی آشوب و بلا می‌بینم

زاهدا منع مکن چون نگرم در رخ او

عیبِ این چیست که در صُنع خدا می‌بینم

من و مایی نبود در رَهِ وحدت هُش دار

که من این ما و من از عین خطا می‌بینم

بی‌وفایی مگر این مه ز تو دارد تعلیم

که فلک دشمن ارباب وفا می‌بینم

گر گدای در میخانه شدم عیب مکن

که بر آن در همه شاهان چو گدا می‌بینم

کافرا کز پی ایمان ریایی مخلص

منزلی خوب‌تر از دیر فنا می‌بینم

فانیا جام فنا چون بکشم حافظ‌وار

که همه در روش حافظ و جامی بینم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۵ - مخترعای کافر بد مست که بردی دل و دین هم
  2. شمارهٔ ۲۳۶ - تتبع خواجهنیست دل اینکه منِ زارِ بلاکش دارم
  3. شمارهٔ ۲۳۷ - تتبع شیخ کمالگفت راهم را بروب آن سیمبر گفتم به چشم
  4. شمارهٔ ۲۳۸ - مخترعدر دیر زار مغبچه شوخ مهوشم
  5. شمارهٔ ۲۳۹ - تتبع خواجهتا از هوای مغبچگان ناتوان شدم
  6. شمارهٔ ۲۴۰ - مخترعگرچه دوش از داغ هجران آتشین تب داشتم
  7. شمارهٔ ۲۴۱ - تتبع خواجهچون بیاد لعل او میل می گلگون کنم
  8. شمارهٔ ۲۴۲ - تتبع مخدوممسلمانان دل آزرده دارم
همه‌ی غزلیات ←

امیرعلیشیر نوایی درباره‌ی امیرعلیشیر نوایی

میرنظام‌الدین علی‌شیر نوایی (زادهٔ ۸۴۴ ه‍.ق در هرات - درگذشتهٔ ۹۰۶ ه‍.ق) شاعر، دانشمند و سیاستمدار برجسته روزگار فرمانروایی تیموریان و معاصر سلطان حسین بایقرا (۸۴۴ – ۹۱۱ ه‍.ق) بوده است. او مردی نیکوصفت و دانشمند و شاعر بوده اشعار بسیاری به دو زبان فارسی و جغتایی دارد؛ به همین جهت مشهور به «ذواللسانین» بود. تخلص او در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.