پرش به محتوای اصلی
امیرعلیشیر نوایی امیرعلیشیر نوایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۵

منور است به روی تو دیده جانم

معطر است به بوی تو کنج احزانم

ازان زمان که ترا یار خویش دانستم

به یاریت که دگر خویشرا نمیدانم

صبا مساز پریشان شکنج طره یار

که از تخیل آن دل شود پریشانم

چسان برون روم از دیر ای مسلمانان

که حرف مغبچگان گشته نقد ایمانم

مبین به میکده ام مست و آستین افشان

که آتسین به کریمان عالم افشانم

جنون و بیخودی عشق عالمی دگرست

به عقل یافتن آن نباشد امکانم

کجاست گردش ساغر درون میخانه

که من به گردش این کارخانه حیرانم

حدیث توبه و تقوی ز من مجو ای شیخ

چگونه دعوی کاری کنم که نتوانم

مجو به خانقه زاهدانم ای فانی

که من به دیر فنا خاک پای رندانم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۷ - مخترعچو با صد حسرتش از دور بینم
  2. شمارهٔ ۲۱۸ - مخترعز هجرت ای مَهِ بی‌مهر دل نابود شد تن هم
  3. شمارهٔ ۲۱۹ - تتبع خواجهعکس رخسار چو بر ساغر صهبا فکنم
  4. شمارهٔ ۲۲۰ - تتبع بعضی عزیزانبگفت عشق که می نوش و رو به ملک عدم
  5. شمارهٔ ۲۲۱ - تتبع مخدومباز در دیر مغان آه و فغان آورده‌ام
  6. شمارهٔ ۲۲۲ - تتبع خواجهاینکه خود را به در میکده عریان کردم
  7. شمارهٔ ۲۲۳ - مخترعمن که مخمور سحرگاه به میخانه روم
  8. شمارهٔ ۲۲۴ - تتبع خواجهکنج تاریک غمت را تا به کی مسکن کنم
همه‌ی غزلیات ←

امیرعلیشیر نوایی درباره‌ی امیرعلیشیر نوایی

میرنظام‌الدین علی‌شیر نوایی (زادهٔ ۸۴۴ ه‍.ق در هرات - درگذشتهٔ ۹۰۶ ه‍.ق) شاعر، دانشمند و سیاستمدار برجسته روزگار فرمانروایی تیموریان و معاصر سلطان حسین بایقرا (۸۴۴ – ۹۱۱ ه‍.ق) بوده است. او مردی نیکوصفت و دانشمند و شاعر بوده اشعار بسیاری به دو زبان فارسی و جغتایی دارد؛ به همین جهت مشهور به «ذواللسانین» بود. تخلص او در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.