پرش به محتوای اصلی
امیرعلیشیر نوایی امیرعلیشیر نوایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۶ - در طور مخدوم

در دیر مغان شیفته پیر و جوانم

خاک قدم مغبچه و پیر مغانم

ایام قدح خواریم ای شیخ چه پرسی

از غایت مستی چو شب از روز ندانم

من بیخود و پرسند که چونی چه جوابست؟

این مسأله را چونکه ندانم که چسانم

چون بوسه به پای تو زدم کرد دلم ضعف

کز پای تو برداشتن سر نتوانم

سیر ملکوت از قدح پر کنم آری

این نوع سبک روح از آن رطل گرانم

زان روی به میخانه کنم عزم که یک دم

از رنج خودی خاطر خود را برهانم

فانی به بیابان فنا رفت چو شد مست

امید ازو چونکه شوم مست نمانم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۸ - مخترعز هجرت ای مَهِ بی‌مهر دل نابود شد تن هم
  2. شمارهٔ ۲۱۹ - تتبع خواجهعکس رخسار چو بر ساغر صهبا فکنم
  3. شمارهٔ ۲۲۰ - تتبع بعضی عزیزانبگفت عشق که می نوش و رو به ملک عدم
  4. شمارهٔ ۲۲۱ - تتبع مخدومباز در دیر مغان آه و فغان آورده‌ام
  5. شمارهٔ ۲۲۲ - تتبع خواجهاینکه خود را به در میکده عریان کردم
  6. شمارهٔ ۲۲۳ - مخترعمن که مخمور سحرگاه به میخانه روم
  7. شمارهٔ ۲۲۴ - تتبع خواجهکنج تاریک غمت را تا به کی مسکن کنم
  8. شمارهٔ ۲۲۵ - تتبع میر در رنگ خواجهچون عکس روی مغبچه خواهم تماشا بنگرم
همه‌ی غزلیات ←

امیرعلیشیر نوایی درباره‌ی امیرعلیشیر نوایی

میرنظام‌الدین علی‌شیر نوایی (زادهٔ ۸۴۴ ه‍.ق در هرات - درگذشتهٔ ۹۰۶ ه‍.ق) شاعر، دانشمند و سیاستمدار برجسته روزگار فرمانروایی تیموریان و معاصر سلطان حسین بایقرا (۸۴۴ – ۹۱۱ ه‍.ق) بوده است. او مردی نیکوصفت و دانشمند و شاعر بوده اشعار بسیاری به دو زبان فارسی و جغتایی دارد؛ به همین جهت مشهور به «ذواللسانین» بود. تخلص او در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.