پرش به محتوای اصلی
امیرعلیشیر نوایی امیرعلیشیر نوایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۷ - مخترع

چو با صد حسرتش از دور بینم

چه راه آنکه با آن مه نشینم

ز اشکم آستانش نیز تر شد

چو آب او گذشت از آستینم

براند تندباد قهرش از خشم

اگر چون گرد بر کویش نشینم

پی یک دیدنش وانگاه مردن

شده عمری که هر سو در کمینم

نیازم صد هزار و هر یکی را

فزون زان ناز به آن نازنینم

به امیدی که شاید پا رساند

به راهش سده شد عمری جبینم

چه سازی منع فانی زاهد از عشق

تو در قسمت چنان و من چنینم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۹ - تتبع خواجهعکس رخسار چو بر ساغر صهبا فکنم
  2. شمارهٔ ۲۲۰ - تتبع بعضی عزیزانبگفت عشق که می نوش و رو به ملک عدم
  3. شمارهٔ ۲۲۱ - تتبع مخدومباز در دیر مغان آه و فغان آورده‌ام
  4. شمارهٔ ۲۲۲ - تتبع خواجهاینکه خود را به در میکده عریان کردم
  5. شمارهٔ ۲۲۳ - مخترعمن که مخمور سحرگاه به میخانه روم
  6. شمارهٔ ۲۲۴ - تتبع خواجهکنج تاریک غمت را تا به کی مسکن کنم
  7. شمارهٔ ۲۲۵ - تتبع میر در رنگ خواجهچون عکس روی مغبچه خواهم تماشا بنگرم
  8. شمارهٔ ۲۲۶ - تتبع مخدوماز باده تبرا چه کنم چون نتوانم
همه‌ی غزلیات ←

امیرعلیشیر نوایی درباره‌ی امیرعلیشیر نوایی

میرنظام‌الدین علی‌شیر نوایی (زادهٔ ۸۴۴ ه‍.ق در هرات - درگذشتهٔ ۹۰۶ ه‍.ق) شاعر، دانشمند و سیاستمدار برجسته روزگار فرمانروایی تیموریان و معاصر سلطان حسین بایقرا (۸۴۴ – ۹۱۱ ه‍.ق) بوده است. او مردی نیکوصفت و دانشمند و شاعر بوده اشعار بسیاری به دو زبان فارسی و جغتایی دارد؛ به همین جهت مشهور به «ذواللسانین» بود. تخلص او در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.