پرش به محتوای اصلی
امیرعلیشیر نوایی امیرعلیشیر نوایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۰ - تتبع بعضی عزیزان

بگفت عشق که می نوش و رو به ملک عدم

بگفتمش که بده جام می دمست و قدم

ردا بروی تغار می است و شعله آه

مراست کشور رندی کنون به طبل و علم

درم درم که شده داغ من به سجاده ده

چه سود چون نشود رهن می به نیم درم

مبین به توبه ام ای پیر دیر و جامم ده

ز من اگر یکی آید تو باش اهل کرم

حدیث دوست برندان بگوی نی به ملک

که اهل عشق بود سر عشق را محرم

عمارت دل ویران ریش فانی اگر

ز لای باده کنی هم گل است هم مرهم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۲ - تتبع خواجهاینکه خود را به در میکده عریان کردم
  2. شمارهٔ ۲۲۳ - مخترعمن که مخمور سحرگاه به میخانه روم
  3. شمارهٔ ۲۲۴ - تتبع خواجهکنج تاریک غمت را تا به کی مسکن کنم
  4. شمارهٔ ۲۲۵ - تتبع میر در رنگ خواجهچون عکس روی مغبچه خواهم تماشا بنگرم
  5. شمارهٔ ۲۲۶ - تتبع مخدوماز باده تبرا چه کنم چون نتوانم
  6. شمارهٔ ۲۲۷ - تتبع خواجهچه خوش باشد که باشد در بهارم
  7. شمارهٔ ۲۲۸ - تتبع خواجهبهاران گر به گلشن طرح جام و ساغر اندازیم
  8. شمارهٔ ۲۲۹ - تتبع خواجهدل سوزد از غم رخ آن شوخ مهوشم
همه‌ی غزلیات ←

امیرعلیشیر نوایی درباره‌ی امیرعلیشیر نوایی

میرنظام‌الدین علی‌شیر نوایی (زادهٔ ۸۴۴ ه‍.ق در هرات - درگذشتهٔ ۹۰۶ ه‍.ق) شاعر، دانشمند و سیاستمدار برجسته روزگار فرمانروایی تیموریان و معاصر سلطان حسین بایقرا (۸۴۴ – ۹۱۱ ه‍.ق) بوده است. او مردی نیکوصفت و دانشمند و شاعر بوده اشعار بسیاری به دو زبان فارسی و جغتایی دارد؛ به همین جهت مشهور به «ذواللسانین» بود. تخلص او در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.