پرش به محتوای اصلی
امیرعلیشیر نوایی امیرعلیشیر نوایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۹ - تتبع خواجه

در سرم ذوق می عشق همان است که بود

سر همان خاک ره دیر مغان است که بود

چون نشان پرسیم از دل که به صحرای فنا

به همان قاعده بی نام و نشان است که بود

غمم از حد متجاوز شده از مخموری

که باین غمزده ساقی نه چنان است که بود

دل دیوانه بود شاد که آن رشک پری

همچنان از نظر غیر نهان است که بود

کی تواند دلم از دیر مغان بیرون شد

که همان مغبچه ای را نگران است که بود

دست در دامن پیران طریقت چه زنم

که دلم واله آن طرفه خوان است که بود

فانی اش جست به میخانه و گفتند که هست

لیکنش در دل دیوانه گمان است که بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۱ - تتبع خواجهباده صافست و خرابات صفایی دارد
  2. شمارهٔ ۱۹۲ - تتبع خواجهواعظان تا چند منع جام و ساغر می‌کنند
  3. شمارهٔ ۱۹۳ - تتبع خواجهدل اگر میل سوی ساغر صهبا می‌کرد
  4. شمارهٔ ۱۹۴ - تتبع خواجهساقی ار عکس مه چهره به جام اندازد
  5. شمارهٔ ۱۹۵ - تتبع میرگل نو شکفته من که ز رخ بهار دارد
  6. شمارهٔ ۱۹۶ - مخترعسحر وزید نسیم طرب فزای بهار
  7. شمارهٔ ۱۹۷ - مخترعشد بلا چشم تو ای گلرخسار
  8. شمارهٔ ۱۹۸ - تتبع خواجهغیر ازو نیست مرا در دو جهان یار دگر
همه‌ی غزلیات ←

امیرعلیشیر نوایی درباره‌ی امیرعلیشیر نوایی

میرنظام‌الدین علی‌شیر نوایی (زادهٔ ۸۴۴ ه‍.ق در هرات - درگذشتهٔ ۹۰۶ ه‍.ق) شاعر، دانشمند و سیاستمدار برجسته روزگار فرمانروایی تیموریان و معاصر سلطان حسین بایقرا (۸۴۴ – ۹۱۱ ه‍.ق) بوده است. او مردی نیکوصفت و دانشمند و شاعر بوده اشعار بسیاری به دو زبان فارسی و جغتایی دارد؛ به همین جهت مشهور به «ذواللسانین» بود. تخلص او در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.