پرش به محتوای اصلی
امیرعلیشیر نوایی امیرعلیشیر نوایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۰ - در طور خواجه

صوفی ز میم واقف اسرار نهان کرد

من نیز چو نوشم به کنم آنچه توان کرد

جاوید سرافراز شد آنکس که سر خود

در دیر فنا خاک ره پیر مغان کرد

از خوابگه آمد بدرو گشت قیامت

دل را که ز غرب آمده خورشید گمان کرد

پیر عجب آمد می دوساله که هر پیر

کش همدم او یک دو نفس گشت جوان کرد

بر سوگ عروسان چمن ابر بهاری

چون صرصر دی دید به صد لرزه فغان کرد

گفتم به دل افغان بکنی چونش به بینی

هر چیز که گفتم نکنی دید و همان کرد

قطع ره هستی که عجب دور و دراز است

فانی نه گر از خویش برون رفت چه سان کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۲ - تتبع خواجهواعظان تا چند منع جام و ساغر می‌کنند
  2. شمارهٔ ۱۹۳ - تتبع خواجهدل اگر میل سوی ساغر صهبا می‌کرد
  3. شمارهٔ ۱۹۴ - تتبع خواجهساقی ار عکس مه چهره به جام اندازد
  4. شمارهٔ ۱۹۵ - تتبع میرگل نو شکفته من که ز رخ بهار دارد
  5. شمارهٔ ۱۹۶ - مخترعسحر وزید نسیم طرب فزای بهار
  6. شمارهٔ ۱۹۷ - مخترعشد بلا چشم تو ای گلرخسار
  7. شمارهٔ ۱۹۸ - تتبع خواجهغیر ازو نیست مرا در دو جهان یار دگر
  8. شمارهٔ ۱۹۹ - مخترعدل صدپاره‌ام از لعل تو خونست دگر
همه‌ی غزلیات ←

امیرعلیشیر نوایی درباره‌ی امیرعلیشیر نوایی

میرنظام‌الدین علی‌شیر نوایی (زادهٔ ۸۴۴ ه‍.ق در هرات - درگذشتهٔ ۹۰۶ ه‍.ق) شاعر، دانشمند و سیاستمدار برجسته روزگار فرمانروایی تیموریان و معاصر سلطان حسین بایقرا (۸۴۴ – ۹۱۱ ه‍.ق) بوده است. او مردی نیکوصفت و دانشمند و شاعر بوده اشعار بسیاری به دو زبان فارسی و جغتایی دارد؛ به همین جهت مشهور به «ذواللسانین» بود. تخلص او در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.