پرش به محتوای اصلی
امیرعلیشیر نوایی امیرعلیشیر نوایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۹ - در طریق مخدوم

نهاد پیر مغان بر کفت چو باده صاف

به عذر توبه دگر خویشرا مدار معاف

ز چاک پیرهنم دوختن چه سود ایدل

مرا که گشته ز تیغ فراق سینه شکاف

شکست قلب همه اهل عشق مژگانت

ازان سبب که صف آراسته چون اهل مصاف

به درس عشق در آ صوفیا چو مطلوبت

نگشت فتح ز مفتاح و کشف از کشاف

تمام دفتر آداب عشق یک حرف است

سخن دراز کشید از نزاع اهل خلاف

مرا رضای تو و دیر به ز کعبه و زهد

که گفته اند که بالای طاعتست انصاف

طریق بیخودی از فانی و خودی از شیخ

که این زلا همه گه نکته راند آن از لاف

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۱ - تتبع میرمی‌رود سرو من و رفتار می‌ماند به دل
  2. شمارهٔ ۲۱۲ - تتبع خواجهساقی از رنج خمارم بد حال
  3. شمارهٔ ۲۱۳ - اختراعبه مخموری پیاپی می‌تپد دل
  4. شمارهٔ ۲۱۴ - مخترعزهی از جلوه بالای رعنایت بلا بر دل
  5. شمارهٔ ۲۱۵منور است به روی تو دیده جانم
  6. شمارهٔ ۲۱۶ - در طور مخدومدر دیر مغان شیفته پیر و جوانم
  7. شمارهٔ ۲۱۷ - مخترعچو با صد حسرتش از دور بینم
  8. شمارهٔ ۲۱۸ - مخترعز هجرت ای مَهِ بی‌مهر دل نابود شد تن هم
همه‌ی غزلیات ←

امیرعلیشیر نوایی درباره‌ی امیرعلیشیر نوایی

میرنظام‌الدین علی‌شیر نوایی (زادهٔ ۸۴۴ ه‍.ق در هرات - درگذشتهٔ ۹۰۶ ه‍.ق) شاعر، دانشمند و سیاستمدار برجسته روزگار فرمانروایی تیموریان و معاصر سلطان حسین بایقرا (۸۴۴ – ۹۱۱ ه‍.ق) بوده است. او مردی نیکوصفت و دانشمند و شاعر بوده اشعار بسیاری به دو زبان فارسی و جغتایی دارد؛ به همین جهت مشهور به «ذواللسانین» بود. تخلص او در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.