پرش به محتوای اصلی
امیرعلیشیر نوایی امیرعلیشیر نوایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۳ - مخترع

اگر چه نیست امید وصال او هرگز

ولی نبوده دلم بی خیال او هرگز

مگو به مثل ویی دل ده و ازو وا ره

نبود و نیست ز خوبان مثال او هرگز

چنانکه لازم بحرست نقطه گاه رقم

نشد ز دیده برون نقش خال او هرگز

اگر چه قد تو بیرون ز اعتدالم گشت

کم و زیاده نشد اعتدال او هرگز

ملالت دل من بین و باده ده که جز این

نبوده واقع رنج و ملال او هرگز

ز درد هجر تو فانی فتاده بی حالست

چه شد که پرسه نکردی ز حال او هرگز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۵ - مخترعز من ای دل کف آن نازنین بوس
  2. شمارهٔ ۲۰۶ - تتبع مخدومیارب چه بلایی‌ست که آن شوخ قدح‌نوش
  3. شمارهٔ ۲۰۷ - مخترعلب لعلت که گویم جان پاکش
  4. شمارهٔ ۲۰۸تا که یک شام به بزم طربش در شد شمع
  5. شمارهٔ ۲۰۹ - در طریق مخدومنهاد پیر مغان بر کفت چو باده صاف
  6. شمارهٔ ۲۱۰ - تتبع خواجهاگر تو جرعه فشانی کمی بریز به خاک
  7. شمارهٔ ۲۱۱ - تتبع میرمی‌رود سرو من و رفتار می‌ماند به دل
  8. شمارهٔ ۲۱۲ - تتبع خواجهساقی از رنج خمارم بد حال
همه‌ی غزلیات ←

امیرعلیشیر نوایی درباره‌ی امیرعلیشیر نوایی

میرنظام‌الدین علی‌شیر نوایی (زادهٔ ۸۴۴ ه‍.ق در هرات - درگذشتهٔ ۹۰۶ ه‍.ق) شاعر، دانشمند و سیاستمدار برجسته روزگار فرمانروایی تیموریان و معاصر سلطان حسین بایقرا (۸۴۴ – ۹۱۱ ه‍.ق) بوده است. او مردی نیکوصفت و دانشمند و شاعر بوده اشعار بسیاری به دو زبان فارسی و جغتایی دارد؛ به همین جهت مشهور به «ذواللسانین» بود. تخلص او در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.