پرش به محتوای اصلی
امیرعلیشیر نوایی امیرعلیشیر نوایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۶ - در طور خواجه

خوش آن رندی که از دوران دلش چون زنگ غم گیرد

سفال میکده بر کف به جای جام جم گیرد

چو ساقی از پی ساغر گزک هم لب بلب بخشد

من دیوانه میخواهم که ساغر دم به دم گیرد

شود چون عاشق و می نوشد از من خوارتر بینی

کسی کو در حریم زهد خود را محترم گیرد

چو دارم سیم و زر مجموع حق میفروش است آن

و گر آن صرف شد باید گرو را خرقه هم گیرد

نباشد در عجم واندر عرب چون ماه من شاهی

که چون ماه عرب طالع شود ملک عجم گیرد

بدان ماند که یوسف را به سیم قلب سازد بیع

کسی کاو گوهر معنی دهد و آنگه درم گیرد

چو فانی هر که خواهد دولت باقی مگر آنکس

وجود خویش کرده مرتفع راه عدم گیرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۸ - تتبع میراز شهد نگویم لب آن سیمبر آلود
  2. شمارهٔ ۱۸۹ - تتبع خواجهدر سرم ذوق می عشق همان است که بود
  3. شمارهٔ ۱۹۰ - در طور خواجهصوفی ز میم واقف اسرار نهان کرد
  4. شمارهٔ ۱۹۱ - تتبع خواجهباده صافست و خرابات صفایی دارد
  5. شمارهٔ ۱۹۲ - تتبع خواجهواعظان تا چند منع جام و ساغر می‌کنند
  6. شمارهٔ ۱۹۳ - تتبع خواجهدل اگر میل سوی ساغر صهبا می‌کرد
  7. شمارهٔ ۱۹۴ - تتبع خواجهساقی ار عکس مه چهره به جام اندازد
  8. شمارهٔ ۱۹۵ - تتبع میرگل نو شکفته من که ز رخ بهار دارد
همه‌ی غزلیات ←

امیرعلیشیر نوایی درباره‌ی امیرعلیشیر نوایی

میرنظام‌الدین علی‌شیر نوایی (زادهٔ ۸۴۴ ه‍.ق در هرات - درگذشتهٔ ۹۰۶ ه‍.ق) شاعر، دانشمند و سیاستمدار برجسته روزگار فرمانروایی تیموریان و معاصر سلطان حسین بایقرا (۸۴۴ – ۹۱۱ ه‍.ق) بوده است. او مردی نیکوصفت و دانشمند و شاعر بوده اشعار بسیاری به دو زبان فارسی و جغتایی دارد؛ به همین جهت مشهور به «ذواللسانین» بود. تخلص او در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.