پرش به محتوای اصلی
شیخ بهایی

شیخ بهایی

رباعیات

۸۱ شعر

فهرست اشعار

  1. رباعی شمارهٔ ۱ ای صاحب مسئله! تو بشنو از ما
  2. رباعی شمارهٔ ۲ از دست غم تو، ای بت حور لقا
  3. رباعی شمارهٔ ۳ ای عقل خجل ز جهل و نادانی ما
  4. رباعی شمارهٔ ۴ دوش از درم آمد آن مه لاله نقاب
  5. رباعی شمارهٔ ۵ این راه زیارت است، قدرش دریاب
  6. رباعی شمارهٔ ۶ شیرین سخنی که از لبش جان می‌ریخت
  7. رباعی شمارهٔ ۷ دی پیر مغان، آتش صحبت افروخت
  8. رباعی شمارهٔ ۸ دنیا که از او دل اسیران ریش است
  9. رباعی شمارهٔ ۹ مالی که ز تو کس نستاند، علم است
  10. رباعی شمارهٔ ۱۰ دنیا که دلت ز حسرت او زار است
  11. رباعی شمارهٔ ۱۱ با هر که شدم سخت، به مهر آمد سست
  12. رباعی شمارهٔ ۱۲ آن دل که تواش دیده بدی، خون شد و رفت
  13. رباعی شمارهٔ ۱۳ فرخنده شبی بود که آن دلبر مست
  14. رباعی شمارهٔ ۱۴ تا شمع قلندری بهائی افروخت
  15. رباعی شمارهٔ ۱۵ تا منزل آدمی سرای دنیاست
  16. رباعی شمارهٔ ۱۶ حاجی به طواف کعبه اندر تک و پوست
  17. رباعی شمارهٔ ۱۷ در میکده دوش، زاهدی دیدم مست
  18. رباعی شمارهٔ ۱۸ هر تازه گلی که زیب این گلزار است
  19. رباعی شمارهٔ ۱۹ آن کس که بدم گفت، بدی سیرت اوست
  20. رباعی شمارهٔ ۲۰ علم است برهنه شاخ و تحصیل، بر است
  21. رباعی شمارهٔ ۲۱ رفتم ز درت ز جور، بیش از پیشت
  22. رباعی شمارهٔ ۲۲ پیوسته دلم ز جور خویشان، ریش است
  23. رباعی شمارهٔ ۲۳ در مزرع طاعتم، گیاهی بنماند
  24. رباعی شمارهٔ ۲۴ نقد دل خود بهائی آخر سره کرد
  25. رباعی شمارهٔ ۲۵ آن حرف که از دلت غمی بگشاید
  26. رباعی شمارهٔ ۲۶ عشاق به غیر دوست، عاری دارند
  27. رباعی شمارهٔ ۲۷ رندان گاهی ملک جهان می‌بازند
  28. رباعی شمارهٔ ۲۸ با دل گفتم: به عالم کون و فساد
  29. رباعی شمارهٔ ۲۹ ای در طلب علوم، در مدرسه چند؟
  30. رباعی شمارهٔ ۳۰ خوش آن که صلای جام وحدت در داد
  31. رباعی شمارهٔ ۳۱ دیدی که بهایی چو غم از سر وا کرد
  32. رباعی شمارهٔ ۳۲ او را که دل از عشق مشوش باشد
  33. رباعی شمارهٔ ۳۳ تا نیست نگردی، ره هستت ندهند
  34. رباعی شمارهٔ ۳۴ فردا که محققان هر فن طلبند
  35. رباعی شمارهٔ ۳۵ بر درگه دوست، هر که صادق برود
  36. رباعی شمارهٔ ۳۶ دل درد و بلای عشقش افزون خواهد
  37. رباعی شمارهٔ ۳۷ دل جور تو، ای مهر گسل، می‌خواهد
  38. رباعی شمارهٔ ۳۸ لطف ازلی، نیکی هر بد خواهد
  39. رباعی شمارهٔ ۳۹ ای آنکه دلم غیر جفای تو ندید
  40. رباعی شمارهٔ ۴۰ کاری ز وجود ناقصم نگشاید
  41. رباعی شمارهٔ ۴۱ آهنگ حجاز می‌نمودم من زار
  42. رباعی شمارهٔ ۴۲ از دام دفینه، خوب جستیم آخر
  43. رباعی شمارهٔ ۴۳ گفتم که کنم تحفه‌ات ای لاله عذار
  44. رباعی شمارهٔ ۴۴ از نالهٔ عشاق، نوایی بردار
  45. رباعی شمارهٔ ۴۵ در بزم تو ای شمع، منم زار و اسیر
  46. رباعی شمارهٔ ۴۶ تا بتوانی، ز خلق، ای یار عزیز!
  47. رباعی شمارهٔ ۴۷ از سبحهٔ من، پیر مغان رفت ز هوش
  48. رباعی شمارهٔ ۴۸ ای زاهد خود نمای سجاده به دوش
  49. رباعی شمارهٔ ۴۹ کردیم دلی را که نبد مصباحش
  50. رباعی شمارهٔ ۵۰ از ذوق صدای پایت، ای رهزن هوش
  51. رباعی شمارهٔ ۵۱ از بس که زدم به شیشهٔ تقوی سنگ
  52. رباعی شمارهٔ ۵۲ یک چند، میان خلق کردیم درنگ
  53. رباعی شمارهٔ ۵۳ در چهره ندارم از مسلمانی رنگ
  54. رباعی شمارهٔ ۵۴ در مدرسه جز خون جگر، نیست حلال
  55. رباعی شمارهٔ ۵۵ عمری است که تیر زهر را آماجم
  56. رباعی شمارهٔ ۵۶ غمهای جهان در دل پر غم داریم
  57. رباعی شمارهٔ ۵۷ افسوس که عمر خود تباهی کردیم
  58. رباعی شمارهٔ ۵۸ بی روی تو، خونابه فشاند چشمم
  59. رباعی شمارهٔ ۵۹ یکچند، در این مدرسه‌ها گردیدم
  60. رباعی شمارهٔ ۶۰ ما با می و مینا، سر تقوی داریم

متن اشعار به نقل از گنجور.