پرش به محتوای اصلی
شیخ بهایی شیخ بهایی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۲۸

با دل گفتم: به عالم کون و فساد

تا چند خورم غم؟ تنم از پا افتاد

دل گفت: تو نزدیک به مرگی، چه غم است

بیچاره کسی که این دم از مادر زاد

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۳۰خوش آن که صلای جام وحدت در داد
  2. رباعی شمارهٔ ۳۱دیدی که بهایی چو غم از سر وا کرد
  3. رباعی شمارهٔ ۳۲او را که دل از عشق مشوش باشد
  4. رباعی شمارهٔ ۳۳تا نیست نگردی، ره هستت ندهند
  5. رباعی شمارهٔ ۳۴فردا که محققان هر فن طلبند
  6. رباعی شمارهٔ ۳۵بر درگه دوست، هر که صادق برود
  7. رباعی شمارهٔ ۳۶دل درد و بلای عشقش افزون خواهد
  8. رباعی شمارهٔ ۳۷دل جور تو، ای مهر گسل، می‌خواهد
همه‌ی رباعیات ←

شیخ بهایی درباره‌ی شیخ بهایی

بهاء الدین محمد عاملی مشهور به شیخ بهایی از دانشمندان بنام عهد شاه عباس صفوی است. وی در سال ۹۵۳ هجری قمری در بعلبک متولد شد. در ۱۳ سالگی همراه پدرش به ایران مهاجرت کرد. وی تألیفاتی به فارسی و عربی دارد که مجموعهٔ آنها به ۸۸ کتاب و رساله بالغ می‌شود. از آثار او می‌توان به کشکول، دیوان غزلیات، جامع عباسی (در فقه)، خلاصةا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.