پرش به محتوای اصلی
شیخ بهایی شیخ بهایی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۳۹

ای آنکه دلم غیر جفای تو ندید

وی از تو حکایت وفا کس نشنید

قربان سرت شوم، بگو از ره لطف

لعلت، به دلم چه گفت کز من برمید

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۴۱آهنگ حجاز می‌نمودم من زار
  2. رباعی شمارهٔ ۴۲از دام دفینه، خوب جستیم آخر
  3. رباعی شمارهٔ ۴۳گفتم که کنم تحفه‌ات ای لاله عذار
  4. رباعی شمارهٔ ۴۴از نالهٔ عشاق، نوایی بردار
  5. رباعی شمارهٔ ۴۵در بزم تو ای شمع، منم زار و اسیر
  6. رباعی شمارهٔ ۴۶تا بتوانی، ز خلق، ای یار عزیز!
  7. رباعی شمارهٔ ۴۷از سبحهٔ من، پیر مغان رفت ز هوش
  8. رباعی شمارهٔ ۴۸ای زاهد خود نمای سجاده به دوش
همه‌ی رباعیات ←

شیخ بهایی درباره‌ی شیخ بهایی

بهاء الدین محمد عاملی مشهور به شیخ بهایی از دانشمندان بنام عهد شاه عباس صفوی است. وی در سال ۹۵۳ هجری قمری در بعلبک متولد شد. در ۱۳ سالگی همراه پدرش به ایران مهاجرت کرد. وی تألیفاتی به فارسی و عربی دارد که مجموعهٔ آنها به ۸۸ کتاب و رساله بالغ می‌شود. از آثار او می‌توان به کشکول، دیوان غزلیات، جامع عباسی (در فقه)، خلاصةا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.