پرش به محتوای اصلی
شیخ بهایی شیخ بهایی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۶

شیرین سخنی که از لبش جان می‌ریخت

کفرش ز سر زلف پریشان می‌ریخت

گر شیخ به کفر زلف او پی بردی

خاک سیهی بر سر ایمان می‌ریخت

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۸دنیا که از او دل اسیران ریش است
  2. رباعی شمارهٔ ۹مالی که ز تو کس نستاند، علم است
  3. رباعی شمارهٔ ۱۰دنیا که دلت ز حسرت او زار است
  4. رباعی شمارهٔ ۱۱با هر که شدم سخت، به مهر آمد سست
  5. رباعی شمارهٔ ۱۲آن دل که تواش دیده بدی، خون شد و رفت
  6. رباعی شمارهٔ ۱۳فرخنده شبی بود که آن دلبر مست
  7. رباعی شمارهٔ ۱۴تا شمع قلندری بهائی افروخت
  8. رباعی شمارهٔ ۱۵تا منزل آدمی سرای دنیاست
همه‌ی رباعیات ←

شیخ بهایی درباره‌ی شیخ بهایی

بهاء الدین محمد عاملی مشهور به شیخ بهایی از دانشمندان بنام عهد شاه عباس صفوی است. وی در سال ۹۵۳ هجری قمری در بعلبک متولد شد. در ۱۳ سالگی همراه پدرش به ایران مهاجرت کرد. وی تألیفاتی به فارسی و عربی دارد که مجموعهٔ آنها به ۸۸ کتاب و رساله بالغ می‌شود. از آثار او می‌توان به کشکول، دیوان غزلیات، جامع عباسی (در فقه)، خلاصةا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.